مولانا ابو اسحق كه از سنيان متعصب بود گرفته نزد پادشاه آوردند * و در اين اثنا پادشاه مرحوم « 1 » فوت شده آن مدعا پيش نرفت .
بعد از آن * پادشاه « 2 » مغفور سلطان حسين ميرزا « 3 » بايقرا در سنهء ثلث و سبعين و ثمانمائة « 4 » ابتداى سلطنتش خواست كه در خطبه نام همايون ائمهء اثنى عشر ذكر نمايد اين ارادهء او از پيش نرفت و هجوم عام به مرتبهاى رسيد كه ميرسيد على قاينى كه واعظ بود از منبر به زير آوردند « 5 » . حاصل « 6 » كه هيچ كدام ازين سلاطين را توفيق اين سعادت رفيق نشد تا آنكه شاه جمجاه صاحبقران به محض تأييد آلهى و توفيقات نامتناهى بدين موفق گشتند و اين مذهب حق كه درين مدت هشتصد سال در « 7 » پس پردهء حجاب مانده بود تقويت و تمشيت تمام يافت و احدى را قوت ممانعت نماند . « اللهم كما جعلت ذاته الاقدس « 8 » واسطة لاعلاء كلمة الحق و اليقين اجعله محشورا فى زمرة آبائه المعصومين » و بقاى اين ملت در « 9 » دودمان ولايت مكان آن صاحبقران باقى مانده متصل به زمان مظهر موعود حضرت صاحب زمان و خليفة الرحمن گردد « 10 »
ايراد « 11 » سخن در فتح قلعهء باكو
گل نورستهء بوستان خلافت و ديندارى و غنچهء نو شكفتهء سلطنت و شهريارى چون در منزل محمود آباد به « 12 » طالع مسعود و خاطر « 13 » شاد فصل شتا را « 14 » به نهايت رسانيد و هواى روحافزاى بهار حصار غنچه را فتح كرده سلطان گل را بر فراز قلعهء گلبن « 15 » نشانيد ، سپاه سبزه پى محاصرهء قلاع اشجار جمعيت نمود و مصلح نسيم از بهر اداى باج « 16 » درم شكوفه بر عساكر محاصر « 17 » ايثار فرمود ، ناميهء داعيهء نهضت به جانب قلعهء باكو « 18 » در گلشن ضمير مهر تنويرش پديد آمد . چه در آن اوان نزد پادشاه رستم توان به وضوح پيوسته بود كه به مجرد اهتمام امراى عظام ، فتح « 19 » آن قلعه ميسر نمىشود . لاجرم در ساعت « 20 » مسعود از منزل معهود سفر كرده به صوب مطلوب در حركت آمده پس از وصول به ظاهر حصار به نفس جميل ملاحظهء خندق و فصيل كرده حكم فرمود كه فوجى از غازيان صاحب قبضه به زخم تير و شيبه « 21 » كسانى را
هامش
( 1 ) - ب ، م ، ن : مرحوم مغفور فوت
( 2 ) - م : خاقان
( 3 ) - ب ، م ، ن : ميرزا سلطان حسين
( 4 ) - م : ثمانمايه سلطنتش
( 5 ) - ن : آمد . م ، ب : آوردند
( 6 ) - ن : و ماحصل
( 7 ) - ن : درين پرده
( 8 ) - ن : قدس . . . و بقاى اين ملت
( 9 ) - ن : درود
( 10 ) - م : ندارد
( 11 ) - رفتن شاه جمجاه به جانب قلعه بادكوبه
( 12 ) - مز ، ب ، ن : « به » ندارند
( 13 ) - ن : سعادت خاطر
( 14 ) - ه : « را » ندارد
( 15 ) - م : گلشن نشانيده
( 16 ) - ب ، م ، ن : تاج
( 17 ) - م . ن : محاصره
( 18 ) - ن : بادكوبه
( 19 ) - م : فتخ قلعه
( 20 ) - ن : سعادت
( 21 ) - ن : « شينه » نداردم : شمشير