نمودند و هنگام اتمام اسباب و آلات محاربات پيش برده دليران كشورگير غايت مردى و مردانگى به ظهور رسانيدند و از فراز « 1 » حصار محصوران جلادت شعار نيز اظهار شجاعت و دلاورى « 2 » كرده در دفع « 3 » و منع كوشش بسيار نمودند و مدت « 4 » مديد حال برين « 5 » منوال بود و صورت فتح در شهر بند قوت « 6 » مختفى « 7 » و محجوب مىنمود كه ناگاه دبدبه وصول صاحبقران ممالك ستان و مهابت جنود ظفر ورود « 8 » ظل اللّه صفت جرأت و شجاعت از شجعان قلعهدار و متوطنان حصار سلب فرموده صورت مطلوب به احسن وجهى روى نمود . و درين سال مذهب حق ائمه اثنى عشر عليهم صلوات اللّه الملك الاكبر را منتشر ساخته لعن ملاعين ثلاثه به رؤس منابر علانيه گفتند و كلمه صادقه « مذهبك الحق 906 « مذهبنا حق « 9 » » منتهى « 10 » تاريخ آن زمانست .
بر راى ارباب سير « 11 » و تواريخ مستور نماند كه بعضى از اعاظم سلاطين سلف هر چند خواستند كه كلمهاى چند كنايه از شتم ملاعين اظهار نمايند ، ميسر نشد چون « 12 » معتضد عباسى كه حكم او بر شرق و غرب جارى بود در سنه اربع و ثمانين و ماتين خواست تا بر منابر لعن معاويه كنند مقدورش نشد « 13 » و همچنين معز الدوله احمد « 14 » بن بويه كه فرمانفرماى عراق عرب بود ، در ربيع « 15 » الاخر سنه احدى و خمسين و ثلثمائة خواست تا كلماتى « 16 » كه به طريق كنايه « 17 » لعن ملاعين لازم آيد بر در مساجد نقش نمايند موفق نشد . بالاخره حسب الصلاح بعضى از علما « 18 » قرار داد « 19 » كه بر كتابهاى عمارات « 20 » اين عبارت نويسند كه « 21 » : « لعن اللّه الظالمين لآل محمد من الاولين و الاخرين » اما اسم معاويه را به صريح لعن كردند و پادشاه مرحوم سلطان محمد الجايتو در شهور سنه تسع و سبعمائة حكم كرد تا در خطبه و سكه اسامى نامى « 22 » حضرات ائمه هدى عليهم « 23 » السلام ذكر نمايند « 24 » . در بعضى از بلاد پيش رفته اهالى « 25 » اصفهان به قدم ممانعت پيش آمده قبول نمىكردند تا در شهور سنه عشر و سبعمائة جمعى كثير از لشكريان خود را بدانجا فرستاد كه جماعت متمردان را تأديب « 26 » نمايد [ 44 ] و از آن جمله
هامش
( 1 ) - ن : و افراز
( 2 ) - ن : داورى
( 3 ) - ن : و رفع منع
( 4 ) - ن : مدت
( 5 ) - ن :
بدين منوال
( 6 ) - م : قوت + ( حاشيه : غازيان كشورگير )
( 7 ) - ب ، ن : مخفى
( 8 ) - م :
ورود پادشاه
( 9 ) - م : « حق » ندارد
( 10 ) - م : منهى از
( 11 ) - ن : السير
( 12 ) - ن : چو
( 13 ) - ب ، م ، ن : نشد و هم
( 14 ) - م : احمد كه
( 15 ) - ن : در شهر ربيع الثانى
( 16 ) - م ب :
كه بطريق . ن : بطريق
( 17 ) - م : كنايه از آن ملاعين
( 18 ) - ن : امرا
( 19 ) - ن : دادند
( 20 ) - م . ن : عمارت
( 21 ) - مز ، ب ، ن : « اللّه » ندارد
( 22 ) - م : مساحى
( 23 ) - ن : على
( 24 ) - ب م ن : نمايند بعضى از بلاد
( 25 ) - ن . م . ب : اهالى نمىكردند
( 26 ) - ن : تنبيه