بيت المقدس قرار دهم و اين نذر در شريعت آنان فقط در مورد پسران صحيح بوده است ولى وقتى كه وضع حمل نمود و مولود را دختر يافت از اينكه گمان او به خطا بوده است استحيا نمود . پس از روى عذرخواهى عرض كرد : مذكر مانند مؤنث نيست يعنى مؤنث توانايى انجام كارى را كه مذكر در رابطه با خدمت به مسجد انجام مىدهد ندارد . پس وقتى كه از روى شرمسارى چنين گفت : خداوند نيز مريم را به شايستگى پذيرفت و فقط او را از ميان بانوان در مورد ابن نذر قبول كرد :
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ
« 1 » .
سؤال 100 : اگر اين قول مادر مريم است مىبايست بگويد : ليس الانثى كالذكر . « 2 » زيرا حرف نفى بايد بر قاصر و حرف تشبيه بر كامل وارد گردد مثل ليسه الفضة كالذهب و ليس العبد كالحر . « 3 » پس چرا گفت : ليس الذكر كالانثى ؟
جواب : اگر اين قول را گفته مادر مريم بدانيم جواب اين سؤال اين است كه همانطوركه مقام در تشبيه در حالت اثباتى وقتى كه اصل را فرع و فرع را اصل قرار مىدهند مقتضى مبالغه در مشابهت است مثل : القمر كوجه زيد ، « 4 » در حالت سلبى نيز قرار دادن اصل به عنوان فرع و فرع به عنوان اصل مقتضى نفى مبالغه در مشابهت است پس در اينجا چون شباهت بين مذكر و مؤنث در اعم و اغلب اوصاف است مادر مريم مىخواست فقط نفى مشابهت در صحت نذريت مؤنث به عنوان خدمتگزارى بيت المقدس بنمايد نه چيز ديگر . ولى اگر اين گفته قول خداوند باشد به اين معنى است كه مذكّرى كه تو از من براى خدمتگزارى كنيسه مىخواستى مانند آن مؤنثى
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 37 : پسنديد مريم را پروردگارش پسنديدنى نيكو
( 2 ) . مؤنث مانند مذكر نيست .
( 3 ) . نقره مانند طلا و برده مانند آزاد نيست .
( 4 ) . ماه مانند صورت زيد است .