تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئلة القرآن المجيد وأجوبتها من غرائب آي التنزيل (پرسش و پاسخهاى قرآنى) (فارسى) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
نمىآورند . زمخشرى گفته است : دو جمله اول براى نفى عبادت در مستقبل است چون لا بر سر مضارع به معناى حال در مىآيد . و جملهء دوم : براى نفى عبادت در ماضى است . پس
« وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ »
يعنى « ما عهدتم من عبادة الاصنام فى الجاهلية » پس چگونه پس از اسلام از من توقع داريد كه بتان شما را بپرستم .
« وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ »
يعنى « ما عبدتم فى وقت ما انا على عبادته » و اما به قول زمخشرى كه مىگويد دو جمله دوّم براى نفى عبادت در گذشته هستند ايراد گرفته شده كه چون اسم فاعل كه داراى ن و داراى عمل فعل باشد فقط به معناى حال و استقبال است و عابد و عابدون در اينجا عامل در ما هستند . جواب او اين است كه اين جمله حكايت و نقل قول است مثل
« وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ »
بر اين تقدير اشكال وارد كرده و گفته است : پس چرا به لفظ ماضى نفرمود : « و لا انتم عابدون عبدت » چنان كه فرمود :
« وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ »
؟ جواب اين است كه چون آنان قبل از بعثت بت مىپرستيدند ولى آن حضرت نه قبل از بعثت بت مىپرستيد و نه بعد از آن . بر اين تقدير اشكال وارد شده كه : بالاترين عبادت توحيد بوده كه پيامبران قبل از بعثت با عقل خويش موحّد بودند . برخى از علماء گفته‌اند : تكرار اين كلمات بدان جهت بوده است كه درخواست بت‌پرستان از حضرت مكرّر بوده است . يعنى آنان مىگفتند : اى محمد مدّتى تو خدايان ما را بپرست و مدتى ما خداى تو را مىپرستيم و آنگاه تو خدايان ما را مدتى پرستش كن و دوباره ما مدتى خداى تو را مىپرستيم و لذا جواب تكرار گرديد . اين سخن زيبا و لطيفى است .