جواب سوّم : چون حال او با اين كنيه شباهت و موافقت و مطابقت داشته او را با كنيه اسم برده است چرا كه سرانجام كار او آتش شعلهور است .
سورهء اخلاص
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
« 1 » سؤال 1134 : مشهور در كلام عرب آن است كه كلمهء احد را همواره بعد از نفى و واحد را بعد از اثبات استعمال مىكنند . مثلا مىگويند : فى الدار واحد و ما فى الدار احد « جاءنى واحد » و « ما جاءنى احد » و لذا مىفرمايد :
« وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
يا
« الْواحِدُ الْقَهَّارُ »
يا
« لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ »
يا
« لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ »
يا
« لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ »
يا
« فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ »
پس چرا در اينجا احد را بعد از اثبات آورده است ؟
جواب : ابن عباس مىگويد : فرقى بين واحد و احد در معنى وجود ندارد .
ابو عبيده نيز همين قول را انتخاب نموده است . و مؤيد اين قول اين آيه است :
« فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ »
و يا عرب مىگويد : « احد و عشرون » و امثال اينها . پس اگر به يك معنى باشند مىتوانند هر دو پس از نفى يا پس از اثبات به كار روند هر چند كه غالبا يكى در نفى و ديگرى در اثبات استعمال شده است و از غالب به خاطر رعايت هماهنگى با صمد عدول شده است .
سورهء فلق
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
« 2 » سؤال 1135 :
« مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ »
شامل همهء شرورى كه پس از اين ذكر شده
هامش
( 1 ) . سورهء اخلاص ، آيهء 1 : بگو خداوند يكتاست .
( 2 ) . سورهء فلق ، آيهء 2 : از شر آنچه كه آفريده است .