دين را ذكر نمىكرد مىبايست ، پس از آن بگويد : فاكتبوا الدين « 1 » درحالىكه شكل اوّل زيباتر است و يا به اين دليل ذكر شد كه دين مشترك بين قرض و بيع و مجازات است و فقط با كسره يا فتحه دال از يكديگر متمايز مىشوند . پس اگر دين بگويد دو معناى اول و اگر دين بگويد مثل
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
« 2 » معناى مجازات مراد است پس ذكر دين پس از تداين موجب تعيين به مراد و معناى آن است .
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
« 3 » سؤال 83 : چگونه سفر را شرط رهن دانست درحالىكه جواز رهن اختصاص به سفر ندارد ؟
جواب : ذكر سفر به خاطر اختصاص رهن به سفر نيست بلكه چون در سفر احتمال نبودن كاتب و شاهد مورد اعتماد وجود نداشت بر سبيل ارشاد به منظور حفظ مال مسافران فرمان اخذ رهن داد .
وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
« 4 » سؤال 84 : ذكر قلب در اينجا چه فائدهاى دارد درحالىكه تنها قلب موصوف به گناهكارى نيست ؟
جواب : كتمان شهادت عبارت از اخفاء و عدم تكلم به آن در دادگاه است و چون اين عمل مقرون به قلب و برخاسته از آن است گناه قلبى ناميده شد زيرا اسناد فعل به عضوى كه خاستگاه آن عمل است روشنتر مىباشد .
هامش
( 1 ) . دين و قرض را بنويسيد .
( 2 ) . سورهء حمد ، آيهء 4 : ( خداوند ) مالك روز قيامت و جزاست .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 283 : و اگر در سفر باشيد و نويسندهاى نيافتيد گروگان بگيريد ( يعنى اگر در سفر به كسى قرض داديد و نويسندهاى نبود كه آن را بنويسد طلبكار از بدهكار گروگانى بگيرد )
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 283 : هركس كه شهادت را كتمان كند پس بدرستى كه قلب او گناهكار است .