قرآن در كتاب لازم نمىآيد كه حال در كتاب باشد چنان كه انسان اگر بر كف دست خود هزار درهم بنويسد لازم نمىآيد كه هزار دينار در كف دست او وجود داشته باشد . همچنين وقتى كه بر عرش و يا كرسى چيزى مىنويسد لازم نيست كه وجود داشته باشد . خداوند در وصف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد :
« يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ »
جواب دوّم : قرآن اگر در مصحف حالّ باشد يا تمام آن در يك مصحف حالّ است يا در تمام مصاحف حلول كرده و يا در برخى از مصاحف .
صورت اوّل كه ممكن نيست چون تمام مصاحف از لحاظ كتابت يك حكم دارند و برخى از آنها نسبت به برخى ديگر اولويتى ندارند و صورت دوّم نيز محال است چون تعدّد قرآن لازم مىآيد درحالىكه قرآن يكى بيشتر نيست و صورت سوّم نيز محال است چون تمام قرآن در تمام مصاحف مكتوب است و يك مصحف ترجيحى نسبت به مصحف ديگر ندارد . پس ثابت شد كه قرآن حلول در چيزى ندارد بلكه كلام الهى است و كلام صنعتى قديم و قائم به ذات و غير قابل انفكاك از ذات الهى است .
ممكن است كه كسى بپرسد اگر قرآن باز ذات الهى قابل تفكيك نيست پس چگونه مىفرمايد :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ »
؟ و اگر قابل تفكيك است مخلوق مىباشد چون مباين با اوست و هر مباينى غير از ديگرى و مخلوق است .
جواب اين است كه معنى انزال قرآن آن است كه خداوند قرآن را به جبرئيل آموخت و او نيز آن را حفظ كرد و سپس دستور داد كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز بياموزد و او نيز به امّت خود بياموزد و تعليم دهد و در عين حال همواره صفت الهى بوده و خواهد بود و قابل مفارقت از ذات الهى نيست .