مىكنيم درحالىكه آنان مملوك و كنيز هستند و كنيز نكاح و ازدواج ندارد ؟
جواب : معناى تزويج در اينجا ايجاد تقارن و نزديكى است چنان كه مىگويند : « زوّجت ابلى » يعنى برخى از شتران را نزديك برخى ديگر از شتران قرار دادم و منظور از تزويج در اينجا عقد نكاح نيست . مؤيد اين سخن آن است كه با باء متعدى شده در حالى كه اگر به معناى نكاح بود متعدى نمىگرديد ، چنان كه مىفرمايد : « و زوّجناكها » و يا مىگويد : « زوّجه امرأة » و نمىگويد : « زوّجه بامرأة »
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ
« 1 » سؤال 946 : چگونه خداوند در وصف بهشتيان مىفرمايد : هر كسى مرهون عمل خود است ، يعنى هر كسى در جهنم گرفتار عمل خويش است ؟
جواب : زمخشرى گفته است : گويا هر انسانى نزد خداوند در گرو عمل صالح و شايستهاى است كه از او خواسته شده است همانطوركه انسان بردهء خود را به خاطر قرضى كه دارد به گرو مىگذارد . پس اگر عمل صالحى انجام داد خود را خلاص و آزاد از گروگان نموده است و گرنه همچنان در گرو باقى است . ديگران گفتهاند : اين جمله در رابطه با صفات جهنميان است ولى به صورت معترضه در بين صفات بهشتيان قرار گرفته است . و مؤيد اين سخن گفتهاى از مقاتل است كه مىگويد : هر كافرى به خاطر كفر خود گروگان در آتش است و مؤمن گروگان نيست چون خداوند مىفرمايد :
« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ فِي جَنَّاتٍ »
فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ
« 2 » سؤال 947 : چگونه خداوند در حق پيامبرش مىفرمايد : تو نسبت به
هامش
( 1 ) . سورهء طور ، آيهء 21 : هر كه در گرو آنچه كرده است خواهد بود .
( 2 ) . سورهء طور ، آيهء 29 : پس تو به لطف خداوند نه ساحرى و نه ديوانه .