مثلها . » « 1 » و چون قبول دعا مشروط به اطاعت الهى و مال حلال خوردن و حضور قلب در هنگام دعاست . وقتى كه اين شرائط جمع شد اجابت نيز قطعى است و چون گاهى انسان گمان مىكند كه مصلحت او در تحقق يك خواسته است ولى خداوند مىداند كه مصلحت او در تأخير و يا اجابت نكردن خواستهء اوست و لذا خداوند طبق مصلحت به او چيزى نمىدهد و يا با تأخير مىدهد و يا به او چيزى غير از آنچه كه دعاكننده خواسته است عطا مىكند و در حقيقت به دعاى او يعنى مصلحت او پاسخ مثبت داده است ولى دعاكننده گمان مىكند كه خداوند دعاى او را اجابت نكرده است ، چرا كه ظاهرا مىبيند كه دعايش مستجاب نشده و به موقع چيزى به او داده نشده و يا آنچه را كه او خواسته به او عطا نشده و يا غير از آنچه كه خواسته به او داده شده است .
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
« 2 » سؤال 48 : واضح است كه حاصل جمع دو عدد 3 و 7 ده مىباشد چه لزومى به ذكر تلك عشرة مىباشد ؟ علاوه بر اينكه ده مثل همهء اعداد همواره كامل است و بر كمتر يا بيشتر خود دلالت نمىكند پس چه نيازى به وصف
« كامِلَةٌ »
بود ؟
جواب : براى اين كه كسى گمان نكند كه واو در آيه شريفه به معناى او است ذكر عشرة لازم بود . زيرا اگر به معناى او باشد معنا آن است كه روزهء 3
هامش
( 1 ) . هيچ مسلمانى نيست كه دعايى بكند و خداوند دعاى او را اجابت ننمايد و يا اينكه ذخيرهء قيامت او قرار ندهد و يا اينكه بلايى را از او دور ننمايد به شرط آنكه در آن دعا درخواست قطع رحم و خويشاوند و انجام گناه نباشد .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 196 : هركس نتواند كفاره بدهد بايد 10 روز روزه بگيرد 3 روز در ايام حج و 7 روز پس از بازگشت به وطن و آن است ده روز كامل .