چنان كه مىفرمايد :
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ
« 1 » سؤال 534 : با توجه به اينكه رزق در آيه شريفه ( بدليل عمل كردن در شيئى ) مصدر مىباشد و نيز با توجه به اينكه نفى مالكيّت نسبت به يك چيز مستلزم نفى استطاعت نسبت به آن است ، چه فائدهاى در ذكر لا يستطيعون پس از ذكر لا يملك لهم رزقا مىباشد ؟
جواب اوّل : رزق مفعول « يستطيعون » نيست بلكه استطاعت مطلق است كه از آنها نفى گرديده است و معناى آن اين است كه : آنان نمىتوانند رزق بدهند و اصلا در رزق يا هر كار ديگرى بدليل جماد بودن ناتوان مىباشند .
جواب دوّم : اگر ضمير مفعول در آن تقدير بگيريم و « لا يستطيعونه » بخوانيم مفيد است به اين اعتبار كه رزق اسم براى يك چيز خارجى است .
چون انسان ممكن است مالك يك چيز نباشد ولى بتواند كه مالك آن گردد مثل فقير . ولى اين بتها نه مالك هستند و نه توانايى مالك شدن را دارند .
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً
« 2 » سؤال 535 : اينكه فرمود « عبدا » دلالت دارد كه مملوك است و مملوك دلالت دارد كه قادر بر چيزى نيست ، پس چه فائدهاى در ذكر « مملوكا » پس از « عبدا » و ذكر لا يقدر على شيء پس از ذكر « مملوكا » وجود دارد ؟
جواب : لفظ عبد قابل اطلاق بر حرّ ( آزاد ) و مملوك ( برده ) مىباشد ، چون هر دو بندگان خداى تعالى هستند و لذا در مورد حضرت سليمان عليه السّلام
هامش
( 1 ) . سوره زخرف ، آيات 12 و 13 : و براى شما از كشتى و چهارپايان مركبها ساخت تا سوار شويد تا بر پشت آنها قرار گيريد .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 75 : خدا برده زرخريدى را مثل مىزند كه هيچ قدرتى ندارد .