جواب دوّم : وجه ارتباط آن است كه عبد گرچه داراى گناه زياد و خطاى فراوان باشد و اميد به مغفرت نداشته باشد بعيد نيست كه خداوند او را در حال نوميدى مورد آمرزش قرار دهد ، همان گونه كه ابراهيم عليه السّلام را در حال يأس و نااميدى و پيرى فرزند عطا مىكند درحالىكه حدود 100 سال از عمر مباركش گذشته بود .
إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنا إِنَّها لَمِنَ الْغابِرِينَ
« 1 » سؤال 514 :
« قَدَّرْنا »
به معناى « قضينا » است درحالىكه قضاء مخصوص خداى تعالى است نه فرشتگان پس چگونه تقدير را به آنان نسبت مىدهد ؟
جواب : اسناد تقدير به فرشتگان مجاز است ، چنان كه نزديكان خاص پادشاه مىگويند : ما فلان جا را ويران كرده و به فلان چيز امر كرديم و از فلان كار نهى نموديم درحالىكه فاعل تمامى اينها خود پادشاه بوده است نه آنان ولى به خاطر اظهار قرابت و نزديكى فراوان خود به پادشاه به خود نسبت مىدهند .
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
« 2 » سؤال 515 : اصحاب حجر قوم حضرت صالح عليه السّلام بودند و حجر نام بيابان و يا شهر آنان بوده است با توجه به اينكه براى آنان فقط آن حضرت فرستاده شد نه پيامبر ديگرى . پس چرا مىفرمايد : اصحاب حجر پيامبران را تكذيب كردند ؟
جواب : كسى كه يك پيامبر را تكذيب كند در حقيقت تمامى پيامبران را تكذيب كرده است چرا كه تمامى انبياء در دعوت به توحيد الهى متفق القول
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيهء 60 : مگر خانواده لوط كه از عذاب رهايى پيدا مىكنند به استثناى همسر لوط كه مقرر كردهايم كه از باقىماندگان باشد .
( 2 ) . سوره حجر ، آيهء 80 : و همانا مردم حجر ( قوم ثمود ) پيامبران را تكذيب كردند .