هر دو به معناى شمارش هستند چنان كه جوهرى نقل كرده است پس معناى آيه اين است كه : اگر بشماريد نعمتهاى الهى را نمىتواند بشماريد و اين داراى تناقض است . مثل اينكه بگوئى : اگر زيد را ببينى او را نمىبينى . پس چگونه خداوند راجع به نعمتهاى خود چنين تعبيرى به كار برده است ؟
جواب : برخى از مفسران احصاء را به حصر تفسير كردهاند . اگر از نظر لغت چنين تفسيرى صحيح باشد سؤال بر طرف مىشود و مؤيد اين قول گفتار زمخشرى است كه مىگويد : «
لا تُحْصُوها
اى لا تحصروها و لا تطيقوا عدها و بلوغ آخرها » « 1 » ولى بنا بر قول اول كه احصاء به معناى عد باشد بايد تقدير گرفت و آن عبارت است از : و إن تريدوا نعمت اللّه لا تحصوها « 2 » سؤال 502 : اينكه خداوند مىفرمايد :
« لا تُحْصُوها »
موهم عدم تناهى نعمتهاى الهى است درحالىكه نعمت مخلوق است و مخلوق متناهى است . چگونه اين آيه توجيه مىشود ؟
جواب : معناى آيه اين نيست كه عدد نعمتها نامتناهى است چرا كه مفهوم آن اين است كه ما نمىتوانيم آنها را بشماريم و ممكن است كه يك چيزى فى نفسه متناهى باشد ولى انسان نتواند آن را بشمارد مثل ريگهاى بيابانها و قطرات آب درياها و برگهاى درختان و امثال اينها .
وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ
« 3 » سؤال 503 : چگونه حضرت ابراهيم عليه السّلام عرض مىكند : خدايا ، من و فرزندانم را از بتپرستى دور نگه دار درحالىكه بتپرستى كفر است و كفر از ساحت انبياء معصوم الهى دور است . پس چگونه اين سؤال از آن حضرت
هامش
( 1 ) . لتحصوها يعنى حصر كنيد آن را و نمىتوانيد بشماريد و به انتهاى آن برسيد .
( 2 ) . و اگر بخواهيد كه نعمتهاى الهى را بشماريد نمىتوانيد بشماريد .
( 3 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 35 : و مرا و فرزندان مرا از پرستش بتان بدور دار .