سؤال 498 : با توجه به اينكه ماه و خورشيد و شب و روز تحت فرمان انسان نيستند . و انسان نمىتواند هرگونه تصرفى كه مىخواهد در آنها بنمايد آنگونه كه در اسب و برده و كشتى تصرف مىكند كه خداوند در مورد اسب فرمود :
وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا
« 1 » و در مورد برده مىفرمايد :
لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
« 2 » و در مورد كشتى فرمود :
وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ
« 3 » و گفته مىشود « فلان مسخر لفلان » « 4 » در صورتى كه مطيع و فرمانبردار او باشد . پس چگونه خداوند ماه و شب و روز و خورشيد و ماه را تحت تسخير آدميان مىداند ؟
جواب : چون طلوع و غروب خورشيد و ماه و تعاقب شب و روز همواره براى منافع ما آدميان است و تا وقتى كه خدا بخواهد نظم و روش كار خود را از دست نمىدهند گويا تسخير ما شدهاند چنان كه برده و كشتى و امثالها مسخرند .
جواب دوّم : معناى آيه اين است كه شمس و قمر و ليل و نهار مسخّر خداوند به خاطر ما و منافع ما انسانهاست . پس تسخير را به خداوند نسبت داد به اين معنى كه او فاعل تسخير است ولى نسبت دادن تسخير به ما آدميان به اين معناست كه نفع تسخير به ما برمىگردد . پس هم نسبت تسخير به خدا و هم به ما آدميان صحيح است .
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ
« 5 »
هامش
( 1 ) . سوره زخرف ، آيهء 13 : و بگوئيد : منزّه است آنكس كه اينها را رام ما كرد .
( 2 ) . سوره زخرف ، آيهء 32 : تا بعضى بعض ديگر را به خدمت گيرند .
( 3 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 32 : و كشتىها را رام شما كرد .
( 4 ) . فلان در تسخير فلانى است .
( 5 ) . سوره ابراهيم ، آيهء 34 : و هرچه شما خواستيد به شما ارزانى داشته است .