مىگفتى : خلطت الماء باللّبن « 1 » اين مبالغه وجود نداشت . چون در اين جمله با حرف باء آب را مخلوط شده و شير را مخلوط شونده قرار دادى ولى در آن جمله با حرف واو آب و شير را مخلوط با يكديگر قرار دادى و گويا گفتهاى : آب را با شير و شير را با آب مخلوط كردهاى . البته ممكن است كه واو به معناى باء هم باشد مثل « بعث مشاة و درهما » « 2 » يعنى « شاة بدرهم » « 3 »
التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
« 4 » سؤال 398 : چرا در اين آيه چندين صفت را بدون واو ولى صفت آخر يعنى نهى از منكر را با واو ذكر فرمود ؟
جواب : چون اين صفت هشتمين وصف محسوب شده و عرب واو را بعد از 7 عدد مىآورد كه اتمام آن را برساند زيرا نزد آنان عدد 7 مثل عدد 10 نزد ماست كه يك دسته تمام است . پس حرف عطف را مىآورند تا نشان بدهند كه معطوف و معطوف عليه با يكديگر تفاوت و تغاير دارند نظير
« وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ »
« 5 » پس از ذكر دو عدد بدون واو ( در جريان سگ اصحاب كهف ) و
« وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها »
« 6 » با ذكر واو بدليل 8 عدد بودن دربهاى بهشت ولى در مورد دربهاى جهنم فرموده : فتحت أبوابها و چون هفت عدد بودند بدون واو
هامش
( 1 ) . شير را با آب مخلوط كردم .
( 2 ) . بزى و درهمى را فروختم .
( 3 ) . بزى را به درهمى .
( 4 ) . سورهء توبه ، آيهء 112 : توبهكنندگان ، عابدان ، ستايشگران ، سياحتكنندگان ، راكعان ، سجدهكنندگان ، امركنندگان به معروف و نهىكنندگان از زشتى و حافظان حدود الهى و صابران را بشارت بده .
( 5 ) . سورهء كهف ، آيهء 22 : و هشتمين آنها سگ آنها است .
( 6 ) . سورهء زمر ، آيهء 73 : و باز شد درهايش .