است نه الفاظ آن و با آنها در مورد معانى الفاظ قرآن احتجاج مىشود چرا كه قرآن و سنّت به زبان آنهاست نه در مورد احكام قرآن بواسطه لغت و زبان عربى .
لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
« 1 » سؤال 396 : چگونه در اينجا مىفرمايد : تو آن منافقان را نمىشناسى ولى در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ »
« 2 » ؟
جواب : اين آيه چون قبل از آن آيه نازل شده است متناقض نيستند .
چرا كه نفى علم در يك زمان و اثبات آن در زمان ديگر شده است . ( يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قبل از دريافت اين موهبت الهى كه بتواند منافقان را از لحن سخن آنها بشناسد آنها را نمىشناخت و پس از دريافت آن آنها را مىشناسد )
خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً
« 3 » سؤال 397 : در اين آيه شريفه عمل صالح و ناصالح مخلوط به چيزى معرفى شدهاند ولى چيزى كه اين دو با آن مخلوط شدهاند ذكر نشده است .
آن چيست ؟
جواب : هر كدام خود مخلوط شده و مخلوط شونده هستند . زيرا معناى اين آيه اين است : هر كدام از آن دو عمل صالح و طالح را با هم آميختهاند .
چنان كه مىگويى « خلطت الماء و اللبن » « 4 » و منظور آنست كه هر كدام از آب و شير را با يكديگر آميختهاى و در اين جمله مبالغهاى هست كه اگر
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 101 : تو ( اى پيامبر ) منافقان را نمىشناسى و ما آنها را مىشناسيم .
( 2 ) . سورهء محمد ، آيهء 30 : و قطعا تو آنها را از لحن گفتار مىشناسى .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 102 : عمل صالح و فعل قبيح هر دو را بجا آورند .
( 4 ) . آب و شير را بهم آميختم .