نفاق و ريا باطل و بدون اجر و پاداش است . و يا اينكه مراد از اعمال تنها اعمال دينى است كه حبوط آن در دنيا به معناى عدم قبول آن است چون خداوند عبادت را در دنيا پذيرفته و براى آخرت ثبت مىكند و منظور از عدم قبول آن عدم اطلاق نامهاى ارزشمندى نظير عبادت و قربت و حسنه و امثال اينها بر اعمال آنان است . چنان كه مىفرمايد :
« وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ »
« 1 » پس طاعات يك اجر على الحساب دنيوى ( غير از اجر اخروى ) دارند كه عبارت از قبول و ستايش و ذكر محبوبيت در بين مردم است چنان كه مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا »
« 2 » چنان كه برخى گفتهاند : معناى اين آيه اين است كه خداوند او را دوست دارد و محبّت او را در دل بندگان خود مىافكند بدون اينكه سببى براى محبت بين او و ساير بندگان وجود داشته باشد و بر عكس تبهكاران كه خدا آنها را دشمن داشته و بغض آنها را نيز در دل بندگان خود بدون اينكه سببى براى كينه وجود داشته باشد مىاندازد .
وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
« 3 » سؤال 390 : چرا عدم وجود ولىّ و نصير را براى منافقان اختصاص به زمين داد درحالىكه نه در زمين و نه در آسمان و نه در دنيا و نه در آخرت هيچ يار و ياورى براى جلوگيرى از عذاب منافقان وجود ندارد ؟
جواب : چون منافقان اعتقادى به وحدانيت نداشته و آخرت را تصديق نمىكنند ، اعتقاد آنان به وجود ولىّ و ناصر تنها در دنيا منحصر است . پس از
هامش
( 1 ) . سورهء عنكبوت ، آيهء 27 : و پاداش او را در دنيا داديم و همانا او در آخرت از نيكوكاران است .
( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 96 : همانا كسانى كه ايمان دارند و عمل صالح انجام مىدهند خداوند براى آنها دوستى قرار مىدهد .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 74 : و نيت براى آنان در زمين سرپرست و ياورى .