مىشنوند :
أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها
« 1 » . يعنى اگر از هجرت به مدينه بواسطه دورى راه عاجز بوديد چرا به برخى از شهرهاى نزديك مكّه نرفتيد درحالىكه مىتوانستيد به جايى برويد كه اظهار دين اسلام در آنجا بنماييد .
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
« 2 » سؤال 183 : وقع به معناى وجب است چگونه اجر او مهاجر بر خدا واجب است درحالىكه عبد بدليل اجير نبودن و عبد مطلق بودن استحقاق اجرت در مقابل مولا ندارد ؟
جواب : معناى وجوب اجرت از جهت وعدهء الهى در مورد بندگان مطيع است كه فرمود :
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
« 3 » و خلف وعده در حق خداوند عز و جل محال است . پس با اينكه اصل وعده فضل و احسان است ولى به خاطر وجوب وفا واجب مىباشد .
وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا
« 4 » سؤال 184 : چگونه خداوند جواز شكسته شدن نماز را در سفر مشروط به ترس از دشمن دانست درحالىكه در حال امن وقت سفر نيز خواندن نماز
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 97 : آيا سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد در آن ؟
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 100 : و كسى كه از منزل به قصد هجرت به سوى خدا خارج شود و سپس مرگ او فرارسد پاداش او بر خداست .
( 3 ) . سورهء كهف ، آيهء 30 : همانا ما پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكنيم .
( 4 ) . سورهء نساء ، آيهء 101 : و هنگامى كه معرفى كنيد اگر مىترسيد كه كافران شما را به رنج و فلاكت بيفكنند مىتوانيد نماز را شكسته بخوانيد .