اگر فضل و رحمت الهى متوجه شما مسلمانان و مؤمنان نبود جز عدّهاى اندك از شيطان پيروى مىنموديد . ) سؤال 176 : در صورتى كه خطاب متوجه مؤمنان باشد استثناء بىمعنا خواهد بود . چون اگر تبعيت از شيطان در وسوسهها و گناهان باشد كه اكثر مؤمنان و لو با يكمرتبه گناه در عمر خود گرفتار دام شيطان هستند و اگر تبعيت از شيطان در كفر باشد كه هيچ مؤمنى دچار كفر نگشته است . پس در هر صورت استثناء ( الا قليلا منكم ) بىمورد خواهد بود .
جواب : معناى آيه اين است : اگر فضل و رحمت خدا بر شما مؤمنان نبود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مبعوث به رسالت نمىگرديد از شيطان تبعيت نموده و گرفتار كفر مىشديد مگر تعداد اندكى مانند قس بن ساعده و ورقة بن نوفل كه گرچه براى آنها پيامبرى نيامد ولى به خاطر هدايت درونى و روشنبينى خاص خود از شيطان پيروى نكردهاند .
وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً
« 1 » سؤال 177 : چگونه خداوند قول خود را اصدق مىداند درحالىكه بين صدق قول خدا و صدق قول ديگران تفاوتى نيست چون صدق عبارت از مطابقت خبر با واقع است و احتمال زياده و نقصان نمىرود ؟ پس همانطوركه اقول بودن يك قول و يا اعلم بودن يك علم درست نيست اصدق بودن يك صدق نيز ناصحيح است .
جواب : اصدق در اينجا صفت قائل است نه صفت قول و البته كه قائلان در واقع در صدق متفاوت هستند هرچند كه در يك قصهاى كه نقل مىكنند ( در صورت راستگويى ) يكسان در صدق باشند . خلاصه آنكه اين استفهام
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 87 : و كيست كه از خداوند راستگوتر باشد .