دوباره بفرمايد :
فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ
« 1 » جواب : فائدهء ذكر آن اين است كه كسى توهّم نكند كه قيد دخول مثل فى حجوركم بر اساس عادت و غلبه آمده بلكه بفهماند كه اين قيد شرط حليّت ربائب است . ( يعنى كسى گمان نكند كه چون عادتا انسان با زن دخول مىكند پس دختر آن زن بر او حرام است و لذا قيد دخول به زن بر اساس عادت و غلبه است اما چه دخول بكند يا نكند آن دختر بر او حرام است . پس براى اينكه كسى چنين گمانى نكند باز تكرار فرمود كه : اگر به زن دخول نشده باشد دختر او براى آن مرد حلال است )
فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
« 2 » سؤال 154 : در مورد نكاح با كنيزان فرمود : با آنها با اجازهء اهل آنها ازدواج كنيد و مزد آنها را نيز بدهيد ، درحالىكه مهر ملك مولاى اوست و بايد تسليم او كرد نه كنيز .
جواب : چون كنيز و هر چه كه مالك آن است متعلق به مولاى اوست پرداخت مزد به وى مانند پرداخت به مولاى اوست . يا معنا آن است كه : و آتوا مواليهن اجورهن . « 3 » ولى مضاف ( موالى ) حذف شده است .
ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ
« 4 » سؤال 155 : جواز نكاح با كنيز نزد برخى از علما مشروط به خوف از
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 23 : و اگر با آنها آميزش جنسى نداشتيد بر شما حلال است كه با دختران آنها ازدواج كنيد .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 25 : پس با آنان ( كنيزان مؤمنه ) با اذن مالكشان ازدواج كنيد و مهر آنان را بپردازيد .
( 3 ) . و مهر آنان را به مالكان آنها بدهيد .
( 4 ) . سورهء نساء ، آيهء 25 : اين حكم ( جواز نكاح با كنيز ) دربارهء كسى است كه بترسد كه از لحاظ غريزهء جنسى به زحمت افتد .