را كه در آنجا از جانب شاه يحيى حكومت داشت مغلوب كرد و ابو يزيد بلرستان گريخت و زين العابدين بشيراز برگشت .
در سال 788 سلطان ابو يزيد كه از دست سلطان زين العابدين بلرستان گريخته بود جماعتى دور خود جمع نموده بكرمان آمد . سلطان احمد درصدد خواندن او بكرمان به خدمت خود بود ولى چون شنيد كه اتباع گرسنهء او بغارت آباديها و تعدى بمردم پرداختهاند او را بكرمان راه نداد و ابو يزيد بيزد پيش شاه يحيى رفت .
در همين سال 788 امير تيمور گوركان كه بر تمام ماوراء النهر و تركستان و قسمتى از ايران استيلا يافته بود فرستادهاى بشيراز پيش سلطان زين العابدين روانه داشته از او خواست كه چون پدرش شاه شجاع او را بامير سپرده به خدمت بشتابد .
سلطان زين العابدين بپيغام امير تيمور جواب و بايلچى او اجازهء مراجعت نداد و امير گوركانى در شوّال سال 789 از همدان باصفهان آمد و حكمران آنجا را در اطاعت خود آورد . سلطان زين العابدين و امراى او از ترس ببغداد گريختند ولى شاه يحيى قبول فرمان نمود . مأمورين امير تيمور در اصفهان بجمعآورى مالى كه مردم جهت لشكريان امير قبول كرده بودند مشغول شدند ولى چون از ايشان تعدّى و ظلم نسبت بمال و عيال مردم سرزد اهالى اصفهان ايشان را كشتند . امير تيمور از اين پيشآمد متغيّر شده حكم قتلعام شهر را داد و در اين واقعه قريب 000 ، 70 نفر از اصفهانيان طعمهء شمشير لشكريان امير خونخوار شدند .
بعد از قتلعام اصفهان امير تيمور عازم شيراز شد سلطان احمد كه قبلا فرمان امير تيمور را گردن نهاده بود يكى از امراى خود را به خدمت امير فرستاد و چون امير تيمور نسبت بسلطان احمد اظهار عنايت كرد سلطان احمد نيز باردوى او شتافت و امير تيمور بيزحمتى ممالك آل مظفّر را مسخر ساخته آن را بين شاه يحيى و سلطان احمد و سلطان ابو اسحاق پسر سلطان اويس بن شاه شجاع تقسيم نمود و بعلّت اخبار ناخوشى كه از ماوراء النّهر ميرسيد به آن سمت برگشت .
امّا سلطان زين العابدين كه به طرف بغداد ميگريخت در نزديكى شوشتر فريب
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 582
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٥٨٢