احمد نيز از شاه شجاع رنجيده باردوى شاه محمود پيوست و بعضى ديگر از لشكريان و اتباع شاه شجاع نيز راه خلاف رفتند و كار بر شاه شجاع سخت شد ولى با تمام اين احوال عنان مقاومت و پايدارى را از كف ننهاده و با ارادهاى قوى با دشمن روبرو شد امّا از عهدهء ياران برادر برنيامد و شكسته بشيراز برگشت و در شهر متحصّن گرديد و لشكريان شاه محمود شهر را در محاصره گرفتند . محاصرهء شيراز به طول انجاميد و روز بروز از قوّهء مقاومت شاه شجاع و از عدّهء ياران او كاسته شد . عاقبت شاه شجاع طلب صلح كرد و دو برادر در پاى قلعهء قهندز با يكديگر ملاقات كردند و پس از ترتيب قرار صلح شاه شجاع بابرقو رفت و شاه محمود با جلال و شكوه تمام بشيراز وارد شد .
شاه شجاع در بهار سال 766 كرمان را گرفت و بسركوبى ايلات اوغان و جرمائى رفت . شاه محمود شاه يحيى را بمدد ايشان فرستاد ولى شاه يحيى و برادرش شاه منصور هر دو از شاه محمود رو برگرداندند و بشاه شجاع عمّ خود پيوستند و عزم شاه شجاع به همين علّت در حملهء بشيراز و فتح پاىتخت سابق خود قوّت گرفت چنان كه از كرمان به اين شهر متوجه شد و در نزديكى پل فسا بر سر راه شيراز در 24 ذى القعدهء 767 شاه محمود را شكست داد و بشيراز آمد و شاه محمود باصفهان گريخت .
نزاع بين شاه شجاع و شاه محمود تا سال 776 كه تاريخ فوت شاه محمود است برقرار بود و چند بار شاه شجاع باصفهان لشكر كشيد و پس از غلبه بر شاه محمود و عفو او بشيراز برگشت و يك بار هم از او كه بمدد لشكريان سلطان اويس جلاير پدر زن خويش مستظهر شده بود شكست يافت و محمود تا نزديك شيراز پيش راند ليكن بفتح آنجا قادر نيامد و باصفهان برگشت .
پس از فوت شاه محمود شاه شجاع به سهولت باصفهان دست يافت و چون مقارن همين ايّام سلطان اويس جلاير هم مرده بود پادشاه مظفّرى بتبريز تاخت و سلطان حسين پسر اويس را مغلوب كرد . عاقبت بين او و سلطان حسين صلح شد و حسين خواهر خود را بزوجيّت بزين العابدين پسر شاه شجاع داد و شاه شجاع هم حكومت اصفهان را كه بين آل جلاير و آل مظفّر مورد نزاع بود بزين العابدين واگذاشت .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٥٧٩