تحت نفوذ انگليس قرار گرفت و انگليسها براى آنكه تمام ايران منطقهء نفوذ ايشان باشد در پذيرفتن نمايندگان ايران بانجمن صلح بينالمللى اشكالتراشى كردند تا بالاخره در ماه شوال 1337 ( اوت 1919 ) دولت ايران را بامضاى قرارداد منحوس ديگر مجبور ساختند و اين قرارداد كه به قرارداد 1919 معروف شده اختيار كليهء امور نظامى و مالى و گمركى ايران را منحصرا بدست مستشاران انگليسى ميداد و آن را تحت حمايت دولت بريتانيا ميگذاشت . خوشبختانه مجمع اتفاق ملل كه تازه تشكيل شده بود اين قرارداد را كه بر خلاف اساس آن بسته شده بود برسميت نشناخت و در ايران نيز جمعى از آزاديخواهان برضد آن قيام نمودند و در امريكا و فرانسه هم در خصوص عقد آن بانگليس اعتراضها شد .
رئيس الوزراى ايران كه خود آن را امضاء كرده بود با حبس و تبعيد مخالفين و فرستادن احمد شاه باروپا و توقيف بعضى از جرايد باجراى مواد قرارداد مشغول شد ليكن بعلل مذكور در فوق و ظهور حوادثى كه در فصل بعد خواهيم گفت اين قرارداد شوم نيز از ميان رفت و دورهء تيرهبختى ايران سپرى گرديد .
تذكر
مرحوم استاد عباس اقبال بطورىكه خود در آخر اين كتاب اشاره كرده است درصدد نوشتن تاريخ دودمان پهلوى تا عصر حاضر بوده است اما متأسفانه دورهء عمر او بپايان آمد و نتوانست اين آرزوى خود را جامهء عمل بپوشاند . به همين علت اين كتاب تا پايان سلسله قاجاريه كامل است .
مطلب ديگر : راجع بفهرست رجال و امكنه كه در مقدمهء آقاى دكتر دبيرسياقى بدان اشاره شده و قرار بود به آخر كتاب اضافه شود پس از اينكه تمام مطالب آن آماده چاپ گرديد متوجه شديم كه تعداد صفحات اين فهرست بقدرى زياد شده كه باعث مىشود حجم كتاب دو برابر شود و ناگزير قيمت آن هم سنگين ميشد و چون فهرست مندرجات مشروحا در اول كتاب چاپ شده از چاپ آن خوددارى شد .