تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
را مدح و پس از قتلش مرثيه گفته‌اند . امير مبارز الدّين در سال 758 تبريز را فتح نمود . بعد از چندى اقامت در آنجا شنيد كه سلطان اويس جلايرى عازم تبريز است صلاح خود را در مراجعت بشيراز ديد و چون در اين سفر مبارز الدّين با شاه شجاع و شاه محمود پسران خود بتحقير معامله كرده بود و غالبا ايشانرا بسياست و كور كردن تهديد مينمود شاه شجاع و شاه محمود هم بر جان خود ترسيده با شاه سلطان كه او نيز از امير رنجيده بود همدست شدند و قرار شد كه در رسيدن باصفهان امير مبارز الدّين را بگيرند و مقيّد كنند . در 15 رمضان سال 759 توطئه‌كنندگان نقشهء خود را بمعرض انجام گذاردند و بالاخره امير مبارز الدّين را گرفته ابتدا در قلعهء طبرك محبوس كردند و بعد در 19 همان ماه سلطان شاه بفرمان شاه شجاع چشم امير را ميل كشيد و بعد از اين حركت او را از طبرك بقلعهء سفيد فارس از قلاع كوه‌گيلويه فرستادند . امير مبارز الدين نابينا پس از چندى بوسيلهء مكاتبه با پسران صلح كرد و بشيراز آمد و سكّه و خطبه بنام و اجراى امور سلطنت بدستور او شد ولى پس از سه ماه چون شاه شجاع فهميد كه هنوز پدر در قصد اوست او را مجددا در بند آورده بگرمسيرات فارس و از آنجا بقلعهء بم كرمان روانه داشت ولى امير مبارز الدّين كه مريض شده بود قبل از رسيدن به اين قلعهء اخير در تاريخ ربيع الاوّل 765 در راه مرد و نعش او را بميبد بمدرسهء مظفّريه كه از بناهاى او بود آوردند . امير مبارز الدّين محمّد چهل سال در يزد و كرمان و عراق و فارس حكومت كرد و چون مرد شصت و پنجسال داشت و در اين مدّت در ريختن اساس سلسله‌اى كه بنام پدر او بآل مظفّر مشهور شده‌اند سعى بسيار نمود . مردى بود ديندار و مقدّس و متعصّب ، در سال 752 از گناهان خود استغفار كرده بتلاوت قرآن و عبادت و طاعت مشغول شد و بامر معروف و نهى از منكر پرداخت و در اين راه نيز به سختى ميكوشيد جهت تعهد حال سادات و علماى دين در شيراز دار السّياده و در كرمان مسجد بنا نمود و اوقاف مخصوص جهت اين كار ترتيب داد و در ضمن محاصرهء اصفهان يعنى در سال
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 576 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )