تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
صفات ثبوتيهء خداست و علت ندارد كه آن را بالاختصاص ركنى از اركان اصول دين قرار دهند و معاد جسمانى را هم به آن علت كه بدن پس از مرگ نابود مىشود منكر بود و ميگفت تنها از انسان مادهء لطيفى بجا ميماند و در اين صورت در قيامت رستاخيز جسم ممكن نيست . در عوض شيخ احمد احسائى اعتقاد بركن ديگرى را كه پيروان او ركن رابع ميخوانند لازم و از جملهء اصول دين ميشمرد و آن عقيدهء بيك نفر وكيل يا نايب از ميان شيعيان كامل بود كه بين ساير شيعه و امام غايب واسطه باشد و شيخ احمد احسائى در اين ايام خود را شيعهء كامل ميدانست . پيروان شيخ احمد احسائى را شيخيه مىخوانند . پس از شيخ احمد رياست فرقهء شيخيه يعنى مقام شيعه كامل بيكى از شاگردان او كه حاج سيد كاظم رشتى بود رسيد و سيّد تا سال 1259 كه فوت كرد از طرف شيخيّه به اين حيث شناخته ميشد و شاگردان بسيار از مجلس درس او فايده ميبردند . بعد از وفات حاج سيد كاظم بين دو تن از شاگردان او در باب جانشينى استاد رقابت درگرفت و هر كدام اين مقام را از آن خود دانستند يكى حاج محمد كريم خان قاجار ديگرى سيد على محمد شيرازى سيد عليمحمد بجاى عنوان شيعهء كامل و ركن رابع خود را باب خواند و غرض او از اختيار اين كلمه كه از زمان غيبت كبرى وكلاى امام غايب را به همان عنوان خوانده بودند آن بود كه او وسيلهء ارتباط يافتن با امام غايب و راه وصول به اين فيض است . حاج محمد كريم خان همچنان برياست شيخيهء اصحاب شيخ احمد و سيد كاظم ماند در صورتى كه سيد على محمد بتدريج بتأسيس مذهبى تازه كه بابيه خوانده شد قيام نمود . ظهور ادعاى سيّد عليمحمد در سال 1260 بوده است درست هزار سال قمرى پس از تاريخ غيبت امام دوازدهم كه بعقيدهء شيعه در سال 260 هجرى اتفاق افتاده . اندكى بعد از قيام سيد على محمّد پاى ادعاى را بالاتر گذاشته خود را همان امام غايب دانست كه در طى هزار سال شيعيان انتظار ظهور او را داشتند و كتابى آورد بنام