تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
سابق خود برسد و براى اين كار دائما وسيله برمىانگيخت ميان او و كسانش با حاجى ميرزا آقاسى خوب نبود و حاجى كه بر مزاج شاه استيلاى تمامى داشت در دور كردن آصف الدّوله از دربار و تخفيف او و پسرانش به همه جهت ميكوشيد . در سال 1262 به علت كسالت دائمى محمد شاه و خرابى اوضاع دربار حسنخان سالار پسر آصف الدوله كه بعلّت كبر سن پدر از او در حكومت خراسان نيابت ميكرد از قبول اوامر حاجى ميرزا آقاسى سرپيچيد و بين او و دربار طهران نقار بروز كرد . آصف الدوله ظاهرا براى اصلاح و باطنا براى تحكيم مقام خود و پسر و دست يافتن بشاه بطهران آمد و با آنكه حكم توليت آستانه را براى سالار و حكومت خراسان را براى پسر ديگر خود گرفت باز بعلّت نفوذ حاجى چندان مقبول نظر شاه نشد و به مسافرت مكّه و اقامت در عتبات مجبور گرديد . اما سالار بكمك كردان قوچان ابتدا قلعهء كلات را تحت تصرف آورد سپس با قوائى كه جمع كرده بود راه طهران را پيش گرفت و تا سبزوار جلو راند . محمّد شاه برادر خود حمزه ميرزا حشمة الدوله را بحكومت خراسان و دفع سالار فرستاد . حشمة الدوله سالار را در بين سبزوار و شاهرود شكست داد و سالار بميان قبايل تركمان گريخت . حشمة الدوله ميخواست بتعقيب سالار برود ولى به علت اغتشاشى كه در مشهد روى داده بود به اين شهر آمد و در همين تاريخ بهمن ميرزا بهاء - الدوله هم كه حكومت آذربايجان را داشت و بتحريك آصف الدوله طغيان كرده بود از راه عذرخواهى درآمد و بمهاجرت بروسيه و ترك ايران ناچار شد .

ظهور مذهب بابيه

در اوايل دورهء سلطنت فتحعليشاه يكى از علماى شيعه از اهل ساحل بحرين يعنى قسمت احساء بنام شيخ احمد بن زين الدين كه مردى فصيح و فاضل ولى در تشيع خود راه افراط و غلوّ ميرفت پس از مقيم شدن در عتبات بنشر عقايدى در باب اصول دين پرداخت كه با عقايد علماى سابق شيعهء اماميّه فرق داشت به اين معنى كه او از اصول خمسهء دين سه ركن توحيد و نبوت و امامت را پذيرفت و عدل و معاد ( يعنى معاد جسمانى ) را منكر شد و گفت كه عدل هم مانند ساير