تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
بيان كه آن را بزعم خود نسخ‌كنندهء قرآن مىپنداشت . دعوت سيد على محمد در بوشهر و شيراز و بعضى ديگر از نقاط ايران پيروانى پيدا كرد از آن جمله منوچهر خان معتمد الدوله باب را باصفهان خواند و او را تحت حمايت خود گرفت اما پس از فوت معتمد الدوله در 1263 چون باب در اصفهان دعوت خود را از سرگرفت او را بامر محمّد شاه از اصفهان بآذربايجان بردند و در قلعهء چهريق زندانى كردند و در شعبان 1266 چنان كه خواهيم ديد به فتواى علماى تبريز تيرباران نمودند .

فوت محمد شاه در شب ششم شوال 1264

در اواخر سال 1264 ناخوشى نقرس كه پيوسته شاه را آزار مىرساند شدت كرد و محمّد شاه كه از جهات ديگر نيز عليل بود بالاخره در شب ششم شوال در قصر جديد خود در مغرب تجريش فوت نمود در حالى كه از عمرش قريب چهل و دو سال گذشته بود . ايام سلطنت محمّد شاه چهارده سال و سه ماه طول كشيده است . محمّد شاه برروىهم پادشاه خوبى نبود ، ضعف نفس و بىتدبيرى او معروفست ، ارادت فوق العاده‌اى كه از او نسبت بحاج ميرزا آقاسى ظاهر ميشد غالبا كارها را خراب ميداشت چه در تمام مدت سلطنت او قدرت حاجى بمنتهى درجه بود و اگر از او و از كسان او بشاه شكايتى ميرسيد محمّد شاه اعتنا نميكرد حتى شاه ضعيف النفس بكراماتى نيز جهت حاجى قائل بود و گفته و رأى او را از همه جهت محترم و مقبول ميشمرد و حاجى نيز به خيال خود سياستى در آباد كردن و دفاع مملكت داشت و به اين قصد بيشتر عايدات دولتى را با بيصبرى صرف ريختن توپ و كندن قنوات كرد و اين كار جز صرف پول گزاف ثمرى ديگر نبخشيد