فصل هجدهم سلسله قاجاريه ( بقيه )
سلطنت ناصر الدين شاه ( 1264 - 1313 )
پس از مرگ محمّد شاه اوضاع ايران كه بر اثر بيكفايتى شاه و حاج ميرزا آقاسى بحالى پريشان افتاده بود سختتر شد مخصوصا چون اكثر بزرگان مملكت از حركات حاجى رنجيده و ناراضى بودند و براى قيام و طرد او انتظار فرصتى را داشتند بناى سركشى را نسبت به او گذاشتند . از يك طرف بار ديگر سالار پسر آصف الدوله در خراسان بناى طغيان را گذاشت و از طرفى ديگر انتشار مذهب بابيّه و نفاقى كه از اين جهت بين مردم افتاده و خصومتهائى كه از اين راه در ولايات بروز ميكرد باعث تزلزل اوضاع شده بود .
حاجى ميرزا آقاسى چون ديد كه وزرا و رجال ديگر زيربار امر او نميروند و و در انتظار ورود وليعهد كنارهگيرى او را از كارها جدّا خواستارند ابتدا عدهاى سپاهى در طهران دور خود جمع نمود حتى زمرهء سلطنتطلبى نيز از او شنيده شد اما عاقبت پس از آنكه ديد كارى از پيش نميتواند برد ناچار از ترس به حضرت عبد العظيم پناه برد و در آنجا بست نشست .
انتشار خبر مرگ محمد شاه و قيام حاجى ميرزا آقاسى نه تنها در طهران كار