تاريخ باز بعلّت ناامنى داخلى و تعدّيات شيوخ اطراف ببصره رفتند .
در سال 1167 رئيس تجارتخانهء هلندى در بصره كنيپ هاوزن « 1 » جزيرهء كوچك خارگ را بتصرّف خود درآورد و آنجا را مركز صيد و تجارت مرواريد قرار داده و قلعهاى نظامى در آن جزيره ساخت .
شيخ بندر ريگ يعنى ميرمهنّا از اعراب رعيّت ايران با اينكه چند بار بر كريم خان عاصى شده و خان زند بحرمت دامادش كه در سلك خدمتگزاران زنديّه ميزيست از سر خون او درگذشته بود در اين ايّام بر صادقخان والى فارس و برادر كريم خان شوريد . صادقخان جمعى را بدستگيرى مير مهنّاى بندر ريگى فرستاد و مير مهنّا بجزيرهء خارگو گريخت و از آنجا كه اين جزيره آب شيرين نداشت بخارگ حمله برد و در 1179 پس از كشتن يا اسير گرفتن سپاهيان هلندى آنجا را تحت استيلاى خود درآورد و اين تاريخ زمان ختم دورهء تسلّط هلنديها در خليج فارس و سواحل و جزاير آنست .
بعد از اين فتح مير مهنّا سخت مغرور و متعدّى شد و براهزنى و دزدى در دريا پرداخت . كريم خان زكيخان برادر مادرى خود را بدفع مير مهنّا فرستاد مير مهنّا از جلوى زكيخان ببصره گريخت و در آنجا بقتل رسيد و جزاير خارگ و خارگو ضميمهء قلمرو كريم خان شد .
در سال 1180 كريم خان تصميم گرفت كه بعمان و مسقط لشكركشى كند و به اين خيال زكيخان را ببندر عبّاس فرستاد و والى هرموز را هم به يارى ببرادر واداشت .
زكيخان از بندر عباس بهرموز رفت و در آنجا درصدد تعرّض ناموسى نسبت بوالى هرموز برآمد والى مزبور هم زكيخان را در زندان انداخت و موضوع را بكريم خان اطلاع داد و به همين علّت لشكركشى بعمان صورت نگرفت .
پس از انتقال مركز تجارتى انگليسها بار دوّم ببصره كريم خان مصمم شد كه آنجا را مسخّر سازد تا هم زهرچشمى از انگليسها بگيرد و هم بصره را از رونق و اعتبار تجارتى بيندازد و براى اين كار سوءرفتار عثمانيها را نسبت بزوّار ايرانى و بعضى امور
هامش
( 1 ) -Kniphausen