بود رعيّتدوست و خوشرفتار و خالى از حسّ كينهكشى و سختكشى ، بسيار ساده ميزيست و بتكلّفات زندگانى و دستگاه و جاه و جلال سلطنتى زياد علاقه نداشت حتّى از قبول عنوان پادشاه و سلطان نيز احتراز ميجست و خود را در تمام عمر وكيل الرعايا خواند . از بناهاى او در طهران عمارتى بوده است بنام خلوت كريم خانى و در شيراز بازار و مسجد و حمام وكيل و بعضى عمارات دولتى كه اگرچه از جهت عظمت و استحكام بنا بىاهميّت نيستند ليكن هيچيك اعتبارى صنعتى ندارند و نمايندهء دورهء تنزّل هنر كاشىكارى و معمارى در آن عصر ميباشند . از سادگى زندگانى و خوشرفتارى و سعى كريم خان در خوش گذشتن بمردم حكايات و افسانههاى بسيار در افواه هنوز باقيست .
بازماندگان كريمخان
هنوز جنازهء كريم خان به خاك سپرده نشده بود كه ما بين نزديكان او بر سر جانشينى خان زند نزاع خانوادگى درگرفت به اين معنى كه زكيخان برادر مادرى كريم خان كه بقساوت و بيرحمى معروف بود چون ميدانست كه با وجود صادقخان و پسران كريم خان بزرگان خاندان زند زيربار حكم او نميروند براى مجبور ساختن ايشان ارگ سلطنتى و حرم كريم خانى را كه منزل و پناهگاه آن جماعت بود محاصره نمود . محصورين سه روز مقاومت كردند تا بالاخره قرار بمصالحه شد زكيخان به اين تدبير پانزده تن از بزرگان زند را در دام خود كشيد و كشت و در تمام اين مدّت نعش كريم خان بر زمين بود . عاقبت زكيخان جنازهء برادر را به خاك سپرد و نام سلطنت را بر ابو الفتح خان پسر بزرگتر كريم خان گذاشت و چند روز بعد برادر او محمّد عليخان را هم كه داماد زكيخان بود با او در اين امر شريك قرار داد و خود در حقيقت زمام كارها را در دست گرفت و بغارت اموال مقتولين پرداخت و آنها را بين لشكريان تقسيم نمود .