فارس و كرمان ضميمهء ممالك شاه اسماعيل گرديد .
اگرچه تركمانان آققويونلو از ايران برافتادند ليكن هنوز در عراق عرب ادعاى سلطنت داشتند و مراد بيك هم كه از فارس گريخته بود ببغداد رفته و در آنجا قدرتى بهمرسانده بود . شاه اسماعيل پس از مطيع ساختن ايران و فتح ديار بكر و برانداختن بازماندگان آققويونلو از آنجا عازم بغداد شد و در 914 بدون جنگ و خونريزى مهمّى تمام عراق عرب را تحت تصرف خرد آورد سپس بفتح قلاع شوشتر و حويزه رفت و خوزستان را هم مسخر ساخت و از راه اصفهان بآذربايجان برگشت و زمستان را به سمت قراباغ و دربند و باكو رفت و بعد از تحصيل فتوحاتى بتبريز مراجعت نمود .
فتح خراسان در 916
از ممالك اصلى ايران تنها ناحيهاى كه هنوز بتصرّف شاه اسماعيل درنيامده بود خراسان بود كه آن را ابتدا اولاد تيمور در تصرف داشتند ولى مقارن قيام شاه اسماعيل ازبكان بر آنجا استيلا يافته بودند .
مقصود از ازبكان كه در تمام دورهء سلطنت صفويان ذكر ايشان بميان مىآيد جماعتى از بازماندگان مغولند كه از حدود سال 904 سلطنت ماوراء النّهر را از چنگ اخلاف تيمور بيرون آورده و در آنجا به تشكيل دولتى توفيق يافته بودند و ايشان را كه از نسل يكى از فرزندان جوجى پسر چنگيز بودند كه شيبغان يا شيبان نام داشته امراى شيبانى ميخوانند و شيبانى بكسر شين و سكون نون است و ابدا با طايفهء بنى شيبان عرب ربطى ندارد .
مؤسس سلسلهء ازبكان محمد شاهى بيك يا شيبك خان بود كه در 913 خراسان را از پسران سلطان حسين ميرزا بايقرا گرفت و چون او در مذهب تسنن سخت متعصّب بود بآزار شيعيان پرداخت و از اين گذشته در نامهء جسورانهاى كه بشاه اسمعيل نوشت او را به ترك مذهب شيعه خواند و تهديد كرد كه اگر او اين دعوت را نپذيرد خود بآذربايجان خواهد آمد و به زور شمشير او را بآئين تسنن واخواهد داشت . چون شاه اسماعيل بپيغام او اعتنائى نكرد ازبكان بتعرض حدود كرمان پرداختند . شاه اسمعيل