صدر الدّين ابراهيم است و صدر الدّين ابراهيم كه در 851 فوت كرده پسر سلطان خواجه على مذكور مىباشد .
سلطان جنيد معاصر بود با اوزون حسن و او در دياربكر بملاقات اين پادشاه رسيد و امير حسن خواهر خود خديجه بيكم را بزوجيّت بجنيد داد و سلطان جنيد از اين زن پسرى يافت كه همان سلطان حيدر پدر شاه اسمعيل است و حيدر به شرحى كه در احوال امراى آققويونلو گذشت دختر خال خود اوزون حسن را كه از شاهزادهخانمى يونانى بود و مارتا يا علمشاه خاتون « 1 » نام داشت بزنى گرفت و شاه اسماعيل از همين دختر بوجود آمده بنابراين نسب سلاطين صفوى از طرف مادر بامراى يونانى طرابوزان و از طرف مادر جدّ بامراى تركمان آققويونلو مىپيوندد .
مورّخين عهد صفويه اين سلاطين را از طرف پدر به امام موسى كاظم منتسب نموده و نسبنامهاى نيز جهت ايشان ساختهاند اما اين نسبت بهيچوجه مسلّم نيست و در كتبى كه قبل از عهد شاه طهماسب اول و در ايّام شاه اسمعيل و اجداد او نوشته شده وجود ندارد .
جنيد در سال 860 در جنگ با امير شروان بقتل رسيد و سلطان حيدر جاى او را گرفت و او نيز چنان كه پيشتر مذكور شد بانتقام خون پدر بشروان رفت و ابتدا بر شروانشاه غلبه نمود ليكن شروانشاه از امير يعقوب تركمان يارى خواست و يعقوب با وجود نسبتى كه با سلطان حيدر داشت با شروانشاه مساعدت نموده و حيدر در 893 در آن جنگ كشته شد .
سلطان حيدر سه پسر داشت على و ابراهيم و اسماعيل . امير يعقوب اين سه پسر را بحبس بقلعهء اصطخر فارس فرستاد و ايشان در آنجا بودند تا امير رستم بيك در 898 امر باحضارشان داد ، على در حوالى اردبيل كشته شد و ابراهيم و اسمعيل بگيلان مهاجرت كردند و چون ابراهيم نيز در همين اوان بقتل رسيد اسماعيل تنها ماند و تا قريب به شش سال در پيش سادات قوامى گيلان بسر ميبرد .
هامش
( 1 ) - يابگىآقا