تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3806

مساهمون:

ص٣٨٠٦
فرعون سخن نرم بگوييد و درشتى نكنيد كه شايد به نرمى سخن اجابت دعوت شما نمايد . اكنون شما خود انصاف دهيد كه اوّل درشتى و ناهموارى از كه سرزد ؟ و به مقتضاى قصّهء موسى كه در كلام مجيد مذكور است و غرض از آن تعليم خلايق است ، شما از جانب حق تعالى مأموريد به آنكه با ما به ملايمت و غمخوارى سلوك كنيد نه آنكه خشونت و درشتى پيشهء خود ساخته خود را بىوقر و ما را آزرده سازيد . » چون قتلغ خان از تقرير اين سخنان فارغ شد ، بغداديان بيچاره به تقصير خود قايل شدند و قتلغ خان نيز در مقام عذرخواهى شد و گفت : « آنچه از من صادر شده بسيار ناپسنديده بود . الحال عفو از شماست . » و ايشان را از هرگونه چيزها داده خوشحال و راضى گردانيد . و بعد از چند روز ايشان را رخصت داد كه به بغداد روند و در وقت بيرون رفتن از كرمان قتلغ خان مىخواست كه به حيله و مكر زياده از سى هزار سوار به ايشان بنمايد ، حال آنكه لشكر او به ده هزار سوار مىرسيد . بنابراين ، به امراى خود قرار داد كه « من به طريق [ بدرقه با ] ايلچيان تا به موضع پنج انگشت مىروم . و چون در آن صحرا تلّ و بشر « 1 » بسيار است ، شما را بايد مكرّر اسب و لباس خود را تغيير داده فوج‌فوج از پس پشته مىآمده باشند تا بخشيان « 2 » در برابر ايشان فوج‌فوج را به عرض مىرسانيده باشيد . » القصّه ، بنابر قرارداد ، قتلغ خان همراه ايلچيان دار الخلافه تا به آن موضع رفت و در آن صحرا ايشان را توقّف فرمود تا آنكه از عقب پشته‌ها فوج‌فوج و قشون به قشون بيرون مىآمدند و خود را به ايلچيان دار الخلافه مىنمودند ، و بخشيان در برابر ايستاده هرفوجى به لقب و نام ديگر مىخواندند ، چنانچه از اوّل صبح تا چاشتگاه آن ده هزار سه نوبت مكرّر گذشتند . بعد از آن قتلغ خان از بعضى مقرّبان خود پرسيد كه « سپاه ميمنه تمام گذشت ؟ » ايشان بنابر قرارداد گفتند : « هنوز از ميمنه چند قشون ديگر مانده « 3 » [ 257 ب ] . . . خراب ساختند و ساكنان ايشان را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك گردانيدند مگر مملكت فارس و كرمان كه چون حكام آن [ دو ] مملكت در مقام خدمت و اطاعت آمده شحنگان را قبول كردند ، رعاياى آن دو مملكت را از لشكر تاتار آسيبى نرسيد . و از جمله امور عجيبه كه در زمان سلطنت اوگتاى قاآن در ملك نيمروز ، يعنى سيستان ، روى نمود - كه دلالت داشت بر آنكه حق ، سبحانه تعالى ، مغول را بر مسلمانان به واسطهء كثرت ظلم و فسق و فجور مسلّط گردانيده - آن بود كه چون جرماغون از درگاه اوگتاى قاآن
هامش
( 1 ) . بشر : واديى است كه در آن تره‌هاى نيكو رويد . - ناظم الاطباء . ( 2 ) . بخشيان : جمع بخشى به معنى محرّر و منشى . ( 3 ) . در هرسه نسخه ، مطلب به اندازه 17 سطر ناقص است .