داشت در عراق نيز كارى از پيش نبرده به جانب مازندران رفت و در جزيرهء آبسكون - چنانچه تفصيل آن سابقا قلمى شد - سفر آخرت پيش گرفت ، سلطان ركن الدّين با جمعى از مخصوصان خود روى به جانب كرمان نهاد . چون به نواحى گواشير رسيد گماشتگان ملك زوزن از ترس گواشير را گذاشته بيرون رفتند ، و سلطان ركن الدّين نيز صلاح در آن نديد كه به اندرون شهر درآيد . بنابراين ، در بيرون شهر خيمه زده توقّف نمود . و چون سپاه او جهت مهمّات هرروز به شهر مىرفتند ، بعد از دو سه روز به اشارهء قاضى شهر ميانهء اهالى گواشير و سپاه سلطان ركن الدّين خصومت به هم رسيد و كار به آنجا كشيد كه قريب به هزار نفر از اهل شهر مقتول و مجروح گشتند ، و از سپاه ركن الدّين نيز جمعى كثير به قتل رسيدند . بنابراين ، سلطان ركن الدّين از آنجا عنان عزيمت به جانب اصفهان منعطف داشت و از اصفهان به رى آمد ، و هنوز در رى آرامش نگرفته بود كه لشكر مغول در نواحى رى رسيدند و سلطان ركن الدّين [ 252 ب ] از ترس سپاه تاتار پناه به قلعهء فيروزكوه برد .
چون مغولان خبر يافتند كه وى به فيروزكوه رفته ، در عقب او رفته ، وى را محاصره نمودند و بعد از شش ماه جبرا و قهرا قلعهء فيروزكوه را فتح كرده سلطان ركن الدّين را به دست آوردند . و هرچند او را تكليف كردند كه زانو زده در سلك نوكران چنگيز خان منتظم گردد ، قبول نكرد و زانوى خدمت بر زمين ننهاد . بنابراين ، او را با جميع متعلقان هلاك گردانيدند و دولت خوارزمشاهيه نابود شد و از ايشان هيچكس نماند .
و بر خداوندان فهم و ادراك مخفى و مستور نماند كه براق حاجب كه در ايّام تزلزل دولت خوارزمشاهيه بر ولايت كرمان استيلا يافته بود ، بعد از وى فرزندان او مدتى در آن ولايت حكومت كردند . چون از نوكران و متعلّقان خوارزمشاهيه بود ، اگر شمّهاى از احوال او و فرزندانش بعد از احوال خوارزمشاهيه مذكور گردد ، نزد ارباب عقل دور نخواهد بود .
اكنون ببايد دانست كه ارباب سير و تواريخ براق حاجب و فرزندان او را كه مدتى مديد در ولايت كرمان حكومت داشتند حكام « قراختاييه » مىخوانند . مجموع ايشان هشت نفر بودند ، بدين ترتيب : اوّل براق حاجب ، دويم سلطان قطب الدّين ، سيم سلطان ركن الدّين ، چهارم قتلغ تركان خاتون ، پنجم سلطان سيورغتمش « 1 » ، ششم پادشاه خاتون ، هفتم سلطان محمّد شاه ، هشتم قطب الدّين شاهجان .
و مجمل احوال براق حاجب آن است كه وى قراختاى است ، برادر حسام الدّين حميد نور .
و در زمان حكومت خان قراختاى ، حميد نور به رسم رسالت نزديك سلطان محمّد خوارزمشاه آمدوشد مىنمود و چند نوبت نزديك بود مردم خان قراختاى او را در آن باب
هامش
( 1 ) . متن : سورغميش . تصحيح براساس تاريخ گزيده ، ص 532 .