و هرچند علما و صدور و قضات در اين باب مبالغه نمودند و از براى دغدغهء سلطان وجوه و تأويلات پيدا كردند ، سلطان قبول نكرد . و امثال اين حكايات از راستى و تواضع از وى بسيار است اگر كسى ميل مطالعهء احوال او به تفصيل دارد به تاريخ ضياء برنى رجوع نمايد كه وى در اين باب سخن بسيار نوشته و مجالس عيش و طرب او را به بسط تمام آورده كه ايراد آن در اين مقام چندان لطفى ندارد .
و از جمله حوادث غريبه كه در زمان سلطان جلال الدّين خلجى در دهلى گذشته كشته شدن سندى موله بود . و ضياء برنى اين قضيه را چنين آورده كه سندى موله درويشى بود كه در عهد سلطان بلبن از جانب مغرب زمين به دهلى آمده بود و حالتى عجيب داشت ، چه از هيچكس خبرى نمىگرفت و هرروز آن مقدار طعام و حلوا براى مردم مىكشيد كه امرا بلكه سلاطين را مثل آن طعامها هرروز ميسّر نبود ، بنابراين ، جميع مردم او را كيمياگر اعتقاد داشتند و او رياضت بسيار مىكشيد و زن و كنيزك نگاه نمىداشت و به نماز جماعت حاضر نمىشد ، بلكه تنها نماز مىكرد . و خانقاه بزرگ در بيرون دهلى ساخته بود و هميشه مردم بسيار بر سر طعام او حاضر مىشدند . و روزى بود كه ده هزار من ميوه و پانصد گوسفند و بز در خانقاه او خرج مىرفت و قاعدهء او اين بود كه هرگاه چيزى از كسى خريدى بهاى او اينچنين مىداد كه به وى مىگفت كه در فلان جا سنگى يا خشتى هست برو و آن را بردار و هزار تنكه و آنچه به وى بايستى داد از آنجا بردار .
اتّفاقا چون آن خشت را برمىداشت آنچنان تنكه نقره يا طلا مىيافت كه خيال مىكرد همان لحظه از دار الضّرب برآوردهاند . و اين سندى موله اگرچه در زمان سلطان بلبن آمده بود ، امّا در آن وقت چندان شهرت نداشت و از بيم سلاطين بلبنى خروج به افراط بسيار نمىتوانست كرد و ليكن در عهد مغرّى كه زمان بىخبرى و غفلت بود ، سندى موله شهرتى تمام كرد و [ 366 ب ] به خاطرخواه خود خرج به افراط مىنمود و اكابر و اعيان پيش او مىرفتند و او قطع نظر از طعام دادن به مردم آنها را رعايت بسيار مىكرد و هزار تنكه و دو هزار تنكه به مردم مىداد ، بنابراين ، در زمان حكومت مغرّى آمدوشد خلايق به خانقاه سندى موله بسيار شد و مردم از اطراف و جوانب بر وى هجوم آوردند و آوازهء او در عالم انتشار يافت ، تا آنكه سلطنت به خلجيان انتقال يافت و سلطان جلال الدّين بر سرير حكومت هندوستان متمكّن گشت .
و در اوايل زمان سلطنت او كار سندى موله زياده از اوّل شد ؛ چه خانخانان ، پسر بزرگ سلطان جلال الدّين در سلك مريدان و مخلصان او بوده ، و بندگان سندى موله خانخانان را پسر خواند ، بنابراين ، امرا و اركان دولت سلطان جلال الدّين اكثر اوقات به خدمت سندى موله
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4213
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٤٢١٣