تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4192

مساهمون:

ص٤١٩٢
و چون خبر آوردن آن استخوان به سمع ارغون خان رسيد ، از روى اعزاز و اكرام تمام به استقبال آن شتافت و زرها بر آن نثار كرد و شادىها نمود ، و چند روز پياپى طوى شاريل كردند . و در سلخ ماه ربيع الآخر ارغون خان به بيله‌سوار نزول كرد ، و در آنجا خبر رسيد كه تمامى توقتاى [ مرتد ] با پنج هزار سوار از دربند گذشته تمامت ارتاقان و بازرگانان را غارت و تاراج نمود . در روز شنبه غرّهء ماه ربيع الآخر ارغون خان عنان عزيمت به صوب شروان جهت دفع تركان منعطف داشت و پنجم ماه مذكور از آب كر گذشته به شمّاخى رسيد ، و در نواحى شمّاخى خود بر بالاى پشته‌اى فرود آمده توقّف نمود و بوقا و قنجوق‌بال را با بعضى از شهزادگان به منقلاى روانه گردانيد . ايشان بعد از چهار روز بازگشته آمدند ، كه سپاه ياغيان پيش از رفتن به مجرّد خبر شنيدن بازگشتند . و ارغون خان از استماع اين خبر مسرّت اثر خوشحال و خرّم شده به جانب تبريز مراجعت نمود . و از جمله وقايع اين سال كشته شدن بوقا به اشارت ارغون خان است . و كيفيّت اين واقعه بر وجه اجمال آن است كه چون شوكت و عظمت بوقا در دولت ارغون خان به مرتبهء كمال رسيد زوالى كه لازمهء كمال مىباشد ، از براى ظهور خود اسباب و مقدّمات ترتيب مىداد و يكى از آن اسباب نخوت و تكبّر بوقا بود نسبت به امراى بزرگ مثل طغاچار و قونجوق‌بال و دولاى ايداچى و سلطان ايداچى و طغان و جوشى و اردوقيا كه هريكى از ايشان خود را برابر بوقا بلكه زياده ازو مىدانستند و حال آنكه بوقا اين جماعت را آن‌چنان به چشم حقارت و اهانت مىديد كه گويا داخل هيچ حساب نيستند ، حتى آنكه طغان را دو نوبت چوب ياسا زد و دشنام و فحش در ميانهء خلايق به وى داد . از اين جهت امرا به اتّفاق كمر عداوت او در ميان بسته در هروقتى كه فرصت مىيافتند سخنى كه موجب تنفّر خاطر پادشاه تواند بود به عرض مىرسانيدند . امّا ارغون خان حقوق سابقهء بوقا را منظور نظر خود داشته او را اعتماد خود مىدانست و سخن هيچ احدى را دربارهء آن گوش نمىكرد تا آنكه در اين وقت كه سعد الدّوله يهودى چيزى چند از برادر بوقا ، اروق كه حاكم بغداد بود ، به عرض پادشاه رسانيد ، خاطرنشان او چنين كرد كه اروق برادر بوقا داعيهء سلطنت دارد ، چه سلوك او در بغداد نه به وضع امراست ، بلكه جميع خصوصيات سلاطين را به كار مىدارد و اموال بغداد و عراق بىمشورت گماشتگان پادشاهى به هرنوعى كه مىخواهد صرف مىكند ، بنابراين ، اروق از [ 361 الف ] حكومت بغداد معزول شد و فخر الدّولهء جهود برادر سعد الدّوله به جاى او منصوب گشت . مقارن اين حال بوقا از صدر الدّين زنجانى ، كه از قبل طغاچار ، نايب مملكت فارس بود بقاياى فارس را مطالبه مىنمود و صدر الدّين بر حقيقت حال آنچه امرا به اتّفاق سعد الدّوله در