تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4189

مساهمون:

ص٤١٨٩

ذكر وقايع سال ششصد و هفتاد و ششم از رحلت خير البشر « 1 »

از جمله وقايع اين سال قضيهء آمدن سعد الدّوله يهود است به خدمت ارغون خان و اعتبار يافتن او . در تواريخ معتبره احوال سعد الدّوله يهود را چنين آورده‌اند كه وى در مبادى احوال داخل اطباى ارغون خان بود ، امّا [ 360 الف ] اكثر اوقات در بغداد مىبود . چون كوكب طالع او نزديك به مرتبهء عروج و طلوع رسيد بىتردّد و طلب از او سببى چند به هم رسيد كه آنچه از اعتبار دنياوى در اوّل حال جهت او مقدور شده بود به وى رسيد . و كيفيّت اين مجمل آنكه جمعى از متفتنّان يهود كه هميشه در بندگى پادشاه مىبودند ، بر فراغت سعد الدّوله حسد بردند و در وقت فرصت به عرض رسانيدند كه سعد الدّوله در انعامات و صدقات پادشاهى با ما شريك است و ما هميشه در بندگى مىباشيم و در سفر و حضر از خدمت متقاعد نمىكرديم ، و او در بغداد به عيش و عشرت مىگذراند و در بندگى حضرت پادشاه با ما شريك نيست . ارغون خان حكم فرمود كه بعد از اين سعد الدّوله يهود نيز مانند اين اطبّا ملازم اردو بوده باشد . و چون اين فرمان به بغداد رسيد سعد الدّوله بىتوقّف روى به اردو نهاد ، و چون وى در آداب خدمت سلاطين و كيفيت معاشرت به ملوك دانا بود و در تواريخ خلايق اطّلاع تمام داشت ، چون به بندگى ايلخان رسيد تقرير دلپذير او موافق طبع ارغون افتاد . در مبادى احوال كه او به خدمت مشرّف شده بود ، اندك عارضهء بيمارى به ذات ايلخان عارض گشت و
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . در نوزدهم ماه صفر اين سال ارغون خان به اسلسوا آمد و بيست و چهار ربيع الآخر به تبريز درآمد و بىتوقف از تبريز به جانب آلاتاغ رفت و بعد از مدتى از آنجا عنان عزيمت به جانب . . . منعطف داشت و در دويم ماه رمضان به اران رسيد قشلاق فرمود و .