تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4190

مساهمون:

ص٤١٩٠
سعد الدّوله آن را به مسهلى لطيف كه مطلقا طبع ارغون خان از نوشيدن آن تنفّر نكرد ، دفع نمود . و اين علّت زيادتى قبول شد و بعد از آن بيمارى اكثر اوقات سعد الدّوله در ملازمت ايلخان مىبود و حكايات تواريخ قدما و عجايب حوادث را نقل مىكرد ، و ايلخان را ميل از شنيدن امثال آن حكايات بسيار شد ، مع هذا سعد الدّوله از اوضاع ارغون به تفرّس دريافت كه او را به هيچ‌چيز آن مقدار ميل نيست كه به جمع مال . بنابراين مىخواست كه نوعى كند كه خود را به وجه كفايت مال بشناساند . پس ، از اين جهت اوّلا شروع در تعريف آب و هوا و علفزار عراق كرد . بعد از آن ، رفته‌رفته سخن به آنجا رسانيد كه در باب حاصل عراق چيزى چند نقل كرد كه ارغون از جاى درآمده فرمود كه « آنچه در اين باب مىدانى به تفصيل بيان كن كه من بسيار ميل شنيدن امثال اين حكايات دارم . » سعد الدّوله ميدان سخن را فراخ يافته شروع در سخن كرد و آغاز از ابتداى بناى بغداد نقل كرد ، بعد از آن شروع در آن كرد كه در زمان منصور دوانيقى ، حاصل عراق عرب ، در زمان مهدى چه ، در زمان هادى و هارون چه ، آنكه جمعى از خلفا را شمرده در هرزمان اگر زياده مىشد علّت آن را مىگفت و اگر كم مىبود وجه آن نيز كه بىديانتى عمّال يا ظلم ايشان بيان مىكرد ، تا آنكه كار به جايى رسانيد كه حاصل زمان ايلخان نسبت به حاصل سابق از هزار يكى نمانده . ايلخان سبب اين تفاوت فاحش پرسيد . سعد الدّوله صريح نتوانست گفت كه اين بنابر تصرّف و تغلّب اروق برادر بوقا است ، امّا به نوعى تقصيرات را به نوّاب و عمّال آنجايى نسبت نمود كه بر ايلخان حقيقت حال ظاهر گردد و راه‌هاى توفير را به نوعى خاطرنشان كرد كه از آن روشن‌تر نتواند بود . و عجب‌تر آنكه چيزى چند در باب توفير بيان كرد كه موجب آبادانى ولايت و رفاهيت رعيّت تواند شد . ارغون خان چون بر آن تفاصيل مطّلع شد بسيار تعجّب نمود ، مع هذا در اثناى سخنان چيزى چند به عرض رسانيد كه بر ارغون ظاهر شد كه حاصل تمام ممالك محروسه به خزانهء بوقا و اروق مىرود و خانه‌هاى ايشان پر از نقود و جواهر است و خزانهء ايلخان مانند مسجد خالى . القصّه چون ارغون را در باطن از بوقا منحرف يافت چيزى چند از ظلم برادرش اروق كه بر مردم عراق كرده بود نقل كرد كه ارغون از خشم پشت دست به دندان مىگزيد . بنابراين ، حكم شد كه سعد الدّوله به اتّفاق اردوقيا و بايدو شكورچى به بغداد رفته تحصيل بقاياى ديوانى نمايند و هيچ احدى در حكم مهمّ سعد الدّوله دخل ننمايد . بنابراين ، سعد الدّوله در آنجا شروع در تحصيل بقايا كرد و هرچند اروق برادر بوقا مىخواست كه ممانعت نمايد ، ايشان يرليغ را بر وى خوانده او را مطلقا بىدخل ساختند . و سعد الدّوله در اندك مدّت از بقايا و توفير ايشان آن مقدار مال به هم رسانيد كه هرگز