رسانيد . قاآن از شنيدن نويد فتح آنچنان قلعه كه چندين بار لشكر مغول در زمان چنگيز خان و اوگتاى قاآن و منگوقاآن رفته به هزيمت بازگشتند ، بسيار خوشحال و خرّم گرديد و فرستادهء گاؤفنجان را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيده از براى گاؤفنجان اماننامه و شمشيرى فرستاد .
و قبل از آمدن آنكس ، امير بايان به ضرب منجنيق برج و باروى قلعه را از هم ريخته بود و گاؤفنجان نيز از اندرون نقب زده راه در آمدن لشكر قاآن را مستعدّ گردانيده . و چون حاكم منزى ديد كه برج و باروى قلعه فروريخته شد و گاؤفنجان نيز در مقام آن درآمده كه با مغولان همزبان است ، چاره غير از بيرون رفتن نديد . در ساعت با لشكر خود از قلعه درآمده به آن جانب رفت . و گاؤفنجان به سپاه قاآن پيوست ، و امير بايان به اندرون قلعه رفته از مردم منزى هركه را يافت به قتل رسانيد و قلعه را خراب گردانيده متوجّه آن طرف آب گرديد . و حاكم منزى چون طاقت مقاومت سپاه مغول نداشت روى به گريز نهاده به جانبى بيرون رفت و ولايت منزى به تصرّف نوّاب و عمّال قاآن درآمد ، و گاؤفنجان باز به خدمت قاآن رسيد و به انواع عنايات پادشاهانه مخصوص شده همان منصب فنجانى را به شركت امير احمد به وى مفوّض شد .
و بعد از اين واقعه قريب به نه سال مهمات وزارت سپرى مىكردند و در مقام قصد يكديگر مىبودند ، تا آنكه بعد از نه سال باز گاؤفنجان در مقام دفع امير احمد شده به مكرى كه انديشيده بود ، او را به قتل رسانيد . و چون خود نيز به مضمون « من حفر بئر الأخيه فقد وقع فيه » به قتل رسيد . و آنچنان بود كه چون امير احمد جمعى را هميشه به نگاهبانى و محافظت خود نگاه داشته بود و جاى خواب او معيّن نبود ، گاؤفنجان با ديوانيان شهر دايدو در باب دفع امير احمد قرار به اين دادند كه دو هزار نفر به درّهء چمچيال كه در چهار فرسنگى واقع است بفرستند . بعد از آن جمعى را به قرشى [ اى ] كه امير احمد آنجا مىبود فرستاده آوازه اندازند كه « اينك جيم گيم مىرسد . » و امير احمد چون از وى بسيار مىترسد به استقبال او بيرون بايد آمد . و چون برآيد به قتل رسانيم .
پس به مقتضاى قرارداد عمل نموده و گاؤفنجان خود با دو هزار سوار و پياده به آن درّه در محفّه كه قاعدهء سلاطين ختاست كه شب در آنجا مىنشينند ، برآمده ، به وضع خانان ختاى با شمع و مشعل بسيار روى به قرشى نهاد . و در قرشى متعاقب آن آوازه انداختند كه « اينك جيم گيم ، پسر قوبيلاى قاآن مىرسد . » امير احمد هربار كس به طلب خبر گرفتن مىفرستاد و گاؤفنجانيان آنها را به قتل مىرسانيدند ، تا آنكه نزديك به قرشى رسيد ، و از مردم امير احمد ، غافل از شرّ كار ، خبر كردند كه « اينك جيمگيم رسيده آمد » امير احمد در اين وقت بالضّروره
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4175
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٤١٧٥