تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4172

مساهمون:

ص٤١٧٢
سيم : شينگ ولايت كاؤلى و كوكولى « 1 » كه مملكتى عليحده مىباشد و پادشاه آن را « وانگ » گويند . چهارم : شينگ شهر نانگينگ كه دار الملك قديم ختا بوده است . پنجم : شينگ شهر ينگجو ، و اين شهر بر سر ختاست و توقان [ پسر قوبيلاى ] آنجا مىباشد . ششم : شينگ شهر خينگساى ، كه دار الملك منزى است . هفتم : شينگ شهر فوجو « 2 » ، كه آن نيز از شهرهاى ولايت منزى است . هشتم : شينگ شهر لوكين‌فو ، كه نيز شهرى است از ولايت منزى در سرحدّ ولايت تنگقوت . نهم : شينگ شهر كونگى كه آن را تاژيكان « 3 » « چين كلان » گويند . [ دهم : شينگ قراجانگ و آن مملكتى است عليحده و در آنجا ] شهرى است به غايت بزرگ نام آن ياچى ؛ و شينگ در آن ميان مىباشد و اهل آن شهر تمام مسلمانان‌اند . يازدهم : شينگ كين جانفو از ولايت تنگقوت ، كه اننده پسر مينگقالا حاكم آن ولايت بود و يورت او در موضع چغان ناؤر بود و آنجا قرشى ساخته . دوازدهم : شينگ قمچو هم از شهرهاى ولايت تنگقوت به غايت بزرگ و بىاندازه ولايت تابع اين شهر است . و چون اين دوازده مملكت از يكديگر بسيار دورند ، قاآن در هريكى از اين ممالك شهزاده با اميرى معتبر صاحب وجود متوطّن ساخته بود تا در آن مملكت خللى پيدا نشود ، و شينگ هرمملكتى در بزرگ‌ترين شهرهاى آن مقرّر بود و هرشينگى به مقدار ديهى بزرگ مىنمود ؛ چه ، خانه‌ها و حجره‌هاى بسيار در حد كاركنان و خدمتكاران بايستى ساخت . و ختاييان را در باب تأديب گناهكاران و مجرمان قواعد مضبوط و باريك و با دقّت مىباشد ، چنانچه در بعضى گناهان كه كشتن واجب مىشود آن كشتن را نيز به چندين انواع قرار داده‌اند و در جزاى بعضى گناهان بعضى گلكارى و در بعضى سنگ‌تراشى تعيين نموده‌اند ، و در هركارى آنچه قرار داده‌اند تغيير آن به هيچ‌وجه ممكن نيست . * * * اكنون آمديم بر سر حكايتى كه پادشاه جهان ارغون خان از عيسى كلمچى پرسيد . و خلاصهء آن قضيه آن است كه چون امير احمد وزير قاآن اعتبار زياده از وزير ختا به هم رسانيده بود و قاآن به سخن آن بيشتر اعتماد مىفرمود وزير ختايى در مقام حسد شده انتهاز فرصت مىنمود تا آنكه در سال مذكور قوبيلاى قاآن از قرشى شهر دايدو به ييلاق رفت و امير
هامش
( 1 ) . متن : باكوبى . ( 2 ) . متن : كوتكين قراجو . ( 3 ) . متن : بازرگانان .