مرتبهء ششم : گون ، مرتبهء هفتم : هين ، مرتبهء هشتم : جين ، مرتبهء نهم : شون .
و اوّل مملكتى وسيع را گويند مانند روم و فارس [ و بغداد ] ؛ دويم ملكى را گويند كه تختگاه [ شاه ] باشد و بر اين قياس فرود مىآيد ، تا آنكه هفتم شهرهاى كوچك ، و هشتم قصبات و نهم ديهها و مزارع را گويند و لفظ ريم نيز به معنى مرتبهء نهم ديه و مزرعه باشد و بندرهاى سواحل را به زبان ختاى « ماتو » « 1 » گويند . و اين ضابطه و ترتيب در ديگر ولايات غير از ختا نيست و اكثر امور مملكت ختاى اينچنين مضبوط است ؛ از آن جمله مراتب امرا و وزرا و بيتكچيان ولايت ختاى ضبط خاص دارند . و تفصيل مراتب ايشان بدين ترتيب در بعضى تواريخ معتبره مسطور است :
امراى بزرگ كه ايشان را مرتبهء نيابت و وزارت باشد به اصطلاح ايشان چينگسانگ از امراى بزرگ و چهار فنجان از تاژيك و اويغور و ختاى و اركاؤون باشند و ايشان را نيز در ديوان نوّابى باشد . و مناصب امرا و حكام آنجا به حسب مرتبه است و مراتب ايشان بدين ترتيب است :
مرتبهء اوّل : چينگسانگ [ راه وزارت و نيابت داشته باشد ] .
مرتبهء دويم : دايفو [ امير لشكر باشد و هرچند بزرگ باشد رجوع به چينگسانگ كند ] .
مرتبهء سيم : فنجان [ نايب و وزير ديوان باشد از اهل اقوام مختلف ] .
مرتبهء چهارم : يوچينگ . مرتبهء پنجم : ژوچينگ . مرتبهء ششم : سم چينگ . مرتبهء هفتم :
سمى . مرتبهء هشتم : كنچون . [ مرتبهء نهم : معلوم نشود ، تمامت كتّاب زيردست او باشند . ] « 2 »
و در زمان قوبيلاى قاآن ، چينگسانگ اين امرا بودند :
هنتون نويان ، اوچاچار ، اولجاى ترخان ، داشمن « 3 » . مرتبهء فنجانى در اوّل دولت مغول به ختاييان مخصوص بود . بعد از آن مغول و تاژيك و اويغور نيز در آن داخل شدند . و مقدّمهء فنجانان را سوفنجان گويند ، يعنى زندهء فنجانان . و قاآن اكثر اوقات در شهر مىنشست و جهت ديوان بزرگ كه به اصطلاح ايشان آن را « سينگ » خوانند ، موضعى ساخته بود كه در آنجا ديوان داشتى . و عادت ايشان چنان است كه شخصى كه دروازهها به او تعلّق دارد و بلارغويى « 4 » را كه بگيرند پيش آن نايب برند و او بپرسد ، و نام آن ديوان « ليشه » « 5 » است ؛ و چون پرسيده شود صورت آن حال بنويسند و با آن بلارغو به هم به ديوان لوشه فرستند كه به مرتبهء بالاتر از آن است ، و از آنجا به ديوان سيم فرستند كه آن را چبيون خوانند ، و بعد از آن به ديوان چهارم
هامش
( 1 ) . متن : باتو .
( 2 ) . مطالب بين [ ] از جامع التواريخ ( چاپ محمّد روشن ، ص 906 ) نقل شد .
( 3 ) . متن : دانشمند .
( 4 ) . بلارغو : به معنى اموال يافته شده ، بر جاى مانده و يا گم شده است .
( 5 ) . متن : لين .