تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4168

مساهمون:

ص٤١٦٨
حكومت قوبيلاى قاآن در موضعى ديگر جارى بود و در خليجى مىافتاد كه از درياى محيط به حدود خان باليغ آمده و به جهت آنكه خليج در آن نزديكى بسيار تنگ بود و كشتىها به اندرون نتوانست آيد و بارها را بر چهارپايان بار كرده به خان باليغ مىآوردند ، بنابراين ، به مهندسان و حكماى ختا احتياط كرده تقرير كردند كه ممكن است كه از اكثر ولايات ختا و دار الملك ماچين و از شهرهاى خينگساى و زيتون و ديگر مواضع ، كشتىها به اندرون خان باليغ بيايند . بنابراين ، قاآن فرمود كه تا شهرى بزرگ بريدند و آب رودخانهء مذكور و چند رودخانهء ديگر كه از قراموران و غيره جداجدا به شهرها و ولايات مىرفتند ، در آن جوى مىانداختند . و از خان باليغ تا خينگساى و زيتون كه بندر هندوستان و دار الملك ماچين است و چهل روزه راه مىباشد ، كشتى روان شدى و راست به خان باليغ آمدى و در آن رودخانه بندهاى بسيار جهت آب ولايت بسته‌اند ، و چون كشتى به آن بندها مىرسيد به چرخ جرّالثقيل آن را با بار به هم هرچند بزرگ و گران مىبود ، بر بالا مىكشيدند و از آن سوى بند در آب مىانداختند تا باز روان مىشد ؛ و عرض آن نهر زياده از سى گز است . و قاآن فرموده بود تا دو طرف آن رودخانه‌ها را به سنگ گرفتند تا خاك در آب نرود . و در كنار آن رودخانه جادّهء شارع يعنى كوچهء فراخ است كه به ماچين مىرود و چهل روزه راه ، و تمام آن راه از دو طرف درخت بيد و غيره نشانده‌اند ، چنانچه چهل روزه راه سايهء درخت است و هيچ آفريده را از لشكرى و غير آن را ياراى آن نبود كه شاخى از آن درخت‌ها بشكند يا برگى به چهارپايان دهد . و در آن كوچهء فراخ كه به ماچين مىرود چهل روزه راه سنگ انداخته‌اند كه در بارندگى بسيار كه در آن ولايت مىشود گل نشود و از دو طرف ديه‌ها و بتخانه‌ها و دوكان‌ها ساخته‌اند چنانچه آن چهل روزه راه حكم شهرى معمور دارد . و باروى شهر دايدو را از خاك ساخته‌اند ؛ چه ، عادت آن ولايت آن است كه دو تخته مىنهند و خاك نمناك در آن مىريزند و به چوب‌هاى بزرگ مىزنند تا محكم شود . بعد از آن ، آن تخته‌ها را برمىدارند و ديوار مىماند . و به جهت آنكه بارندگى بسيار مىباشد و خاك آن ولايت بىقوّت است ، ديوارها را چنين محكم مىسازند . و قاآن در آخر عمر فرمود كه آن ديوار را سنگ‌بند كنند ، امّا هنوز به اتمام نرسيده بود كه قاآن درگذشت . و قاآن خواست كه در شهر كيمين‌فو « 1 » كه در پنجاه فرسنگى دايدو است همچنين سرايى سازد و عمارتى كند و از قشلاق به آنجا سه راه است : يكى راهى كه آنجا جهت شكار قروق كرده بودند و به غير از ايلچى يارالتود « 2 » ديگرى به آن راه نرود ؛ و راه ديگر
هامش
( 1 ) . متن : كيميوفر . ( 2 ) . متن : برالفور .