تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4165

مساهمون:

ص٤١٦٥

ذكر وقايع سال ششصد و هفتاد و چهارم از رحلت خير البشر « 1 »

كه هشتاد و چهارم از هجرت آن سرور ، عليه و آله التحيّة من الملك الأكبر ، است : در اوايل اين سال ارغون خان به سراى منصوريهء اران فرود آمد . امير بولاد چينگسانگ « 2 » و عيسى كلمچى « 3 » و ديگر ايلچيان قاآن رسيدند ؛ و در آن زمستان لگزى پسر امير ارغون را يارغو داشته صد چوب زدند ؛ و در اوايل بهار متوجّه ييلاق شد و در ميان سراب و اردبيل در موضعى كه به صاين « 4 » اشتهار داشت قوريلتاى بزرگ ساخت و در آن قوريلتاى ارغون خان از عيسى كلمچى صحبتى كه ميانهء وزراى قاآن به هم رسيده بود و وزير ختايى قصد وزير مسلمان كرده به تفصيل باز پرسيد ، و عيسى كلمچى آن صحبت را به تفصيل تمام بازگفت . و كيفيت آن واقعه را ارباب تواريخ چنين آورده‌اند كه چون وزير اوّل قوبلاى قاآن سيّد اجلّ نام بعد از بيست و پنج سال وزارت كردن به اجل خود وفات يافت ، امير احمد [ فناكتى ] كه در اصل ملازمت جابون خاتون مىبود و پيش او اعتبار تمام داشت به سعى و اهتمام [ 353 ب ] جابون خاتون بعد از آنكه خاتون قاآن شده بود به مرتبهء وزارت قاآن رسيد . و روز به روز اعتبار او بيشتر مىشد تا آنكه امراى بزرگ ختاييان بر وى حسد بردند و جيم‌گيم ، پسر قاآن ، نيز با امير احمد بسيار بىعنايت بود تا به حدّى كه روزى جيم‌گيم كمانى بر سر او زد و رويش بشكافت ، و چون احمد با روى شكافته به خدمت قاآن رسيد ، قاآن از وى پرسيد كه « روى تو را چه شد ؟ » امير احمد گفت : « اسبى لگد زد . » جيم‌گيم حاضر بود ، برنجيد و گفت :
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . ق : حنگسابيك ؛ م : حيكسابك ؛ ش : حيبگسابك . ( 3 ) . متن : عيسى كلى . ( 4 ) . متن : صايرين .