هزار ساله بزرگى بدان نمىارزد * كه نوگلكى بدر آيد كه آن كى آكندى « 1 »
آخر الأمر روز دوشنبه چهارم ماه شعبان اين سال حكم شد كه او را به ياسا رسانند . صاحب ديوان چون دانست كه از اين دار فانى وداع بايد كرد نماز ديگر آن روز بر در شهر اهر در كنار رودخانه رسيده از محصلان رخصت غسل حاصل نمود و به مصحفى كه داشت تفأل نمود . بعد از آن وصيتنامهاى به فرزندان نوشت و اين رقعه به افاضل تبريز نوشت كه « چون تفأل به قرآن كردم ، برآمد كريمهء
« إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ » *
برآمد . بعد از آن نوشت كه « باريتعالى چون بندهء خود را در اين جهان فانى نيكو داشت و هيچ مرادى از وى دريغ نداشت ، خواست كه هم در اين جهان بشارت آن جهان به وى رساند ، و چون چنين بود مولانا محى الدّين و مولانا افضل الدّين و مولانا شمس الدّين و مولانا همام الدّين و مشايخ كبار كه ذكر هريكى به تطويل مىانجامد و مقام مقتضى آن نبود بشارت رسانيدن واجب نمود تا دانند كه قطع علايق كرده روانه گشتيم ، و ايشان نيز به دعاى خير ممدّ و معاون باشند . » و چون از تقرير رقعه فارغ شد ، نوشت « هرچه از تو آيد خوش بود ، خواهى شفا خواهى الم . » بعد از آن موكلّان در همانجا كار او را به اتمام رسانيدند . و يكى از افاضل زمان تاريخ وفات او را بدين نمط به نظم آورد :
خورشيد مُلك صاحبديوان شرق و غرب * آن كش زمانه چاكر و گردون مريد بود « 2 »
در سال « خ » چو « جيم » به « فا » گشت متصّل * زان پس كه دور مدّت عمرش مديد شد
وقت نماز ديگر اندر حد اهَر * روز دوشنبه چارم شعبان شهيد شد
و بعد از واقعهء او تمامى املاك او را تصرّف كردند و اولاد او را : يحيى و فرج اللّه و مسعود و اتابك را از عقب پدر فرستادند . بعد از مدتى اروق حاكم بغداد ، از پسران صاحبديوان خواجه شرف الدّين هارون را كه در بغداد بود نيز به قتل رسانيد « 3 » و قبر صاحبديوان با فرزندان او در چرنداب تبريز واقع است . « 4 »
هامش
( 1 ) . اين بيت فقط در « ق » آمده است .
( 2 ) . م ، ش : گردون به كام بود .
( 3 ) . خواجه شرف الدّين هارون كه در زمان امارت بر عراق از سوى امير آروق ، برادر بوقا ، امير آروق را به قتل خواجه سعد الدّين مستوفى قزوينى تشويق كرده بود ، خواجه فخر الدّين محمّد ، برادر خواجه سعد الدّين ، به انتقام خود برادر ، امير آروق را به قتل وى تحريك كرد .
( 4 ) . يكى از سه قبرستان معتبر و تاريخى تبريز ( دو قبرستان ديگر يكى قبرستان گجيل بود ويژهء عرفا و ديگرى قبرستان سرخاب ، مقبرة الشعرا مخصوص شعرا و ادبا ) واقع در محلّهء چرنداب .