تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4125

مساهمون:

ص٤١٢٥
و بر ارباب الباب مخفى و مستور نماند كه اين روايت مخالفت ظاهر دارد با آنچه سابقا از روضة الصفا نقل كرده شد ؛ چه ، آنجا چنين معلوم مىشد كه مجد الملك خود در همدان پيش اباقا خان بود و علاء الدّين عطاء الملك را به اشارهء او بندگران كرده به جانب همدان مىآوردند كه در اين اثنا خبر فوت اباقا خان رسيد و محصّلان او را همچنان در بند نگاه مىداشتند . على اىّ حال فوت اباقا خان چنين روى نمود كه در سيم ماه ذيقعده سال ششصد و هفتادم از رحلت كه سال ششصد و هشتاد از هجرت آن سرور باشد اباقا خان از دار السّلام بغداد متوجّه همدان شد و چهارشنبه ششم ذيحجّه به شهر همدان رسيد و در سراى ملك عماد الدّين « 1 » نزول اجلال نموده همواره به جرغاميشى « 2 » و صحبت شراب داشتن اشتغال داشت ، و به واسطهء بسيارى شراب مزاج او از اعتدال انحراف يافت و روزبه‌روز مرض بر وى مستولى مىشد تا آنكه روزى كه اباقا خان را اندك قوّتى پيدا شد برخاست و بر بالاى صندلى نشست كه ناگاه در برابر پادشاه كلاغى بر سر ديوار نشسته شروع در فرياد كرد . اباقا خان از آواز آن كلاغ آزرده شده فرمود كه « او را بزنيد » اتّفاقا به مجرّد پريدن كلاغ آن‌چنان غش و بيهوشى عارض آن پادشاه شد كه از صندلى جدا شده همان لحظه مرغ روحش از قفس قالب پرواز كرد . و اين واقعه در بيستم ذيحجّهء سال مذكور روى نمود . مدّت سلطنت اباقا خان هفده سال و چند روز بود . و يكى از شعراى وقت تاريخ وفات اباقا خان را چنين آورده :
اباقا خان كه از انصاف و عدلش * جهان بُد چون بهشت عدن خرّم ز هجرت ششصد و هشتاد و بيست * ز ذيحجه نه افزون بود و نه كم
و ديگرى چنين گفته :
گشت پيدا ظلم و بيداد اندر جهان * از وفات آبقا شاه جهان در شهور ششصد و هشتاد راست * بيست از ذيحجه افتاد اين قِران
و مدّت حيات اباقا خان چهل و هفت سال و نه ماه بود ؛ چرا كه ولادت او در سال ششصد و سى و يكم هجرى بود به طالع او اواسط برج سنبله ، و جلوس او بر تخت شاهى در سيم ماه رمضان سال ششصد و شصت و سيم هجرى و هم به طالع سنبله . و او بزرگ‌ترين فرزندان هلاگو خان بود ، مادرش ييسونجين خاتون « 3 » بود از قوم سولدوس . و او را خواتين و قمايان بسيار بود ؛ مقدّم بر همه دورجى خاتون « 4 » ، او نماند . نوقلان خاتون « 5 » را از قوم تاتار گرفت و به جاى دورجى او را اعتبار نمود ، و چون او نيز نماند ايلتوزميش خاتون « 6 » دختر قتلغ تيمور كورگان از
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ : ملك فخر الدّين . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3748 كتاب . ( 3 ) . متن : ييسونجى خاتون . ( 4 ) . متن : دورجين خاتون . ( 5 ) . متن : توقدار خاتون . ( 6 ) . متن : اتنبورمش خاتون .