تحريك آن نمود كه عطا الملك را از بغداد با بندگران كه در گردنش انداخته بودند حاضر ساختند . اتّفاقا هنوز عطا الملك در راه بود كه اباقا خان وفات كرد .
و از تاريخ حافظابرو چنين ظاهر مىشد كه عطا الملك برادر صاحبديوان را دو نوبت از براى محاسبات ايذا و اهانت رسانيدند . نوبت اوّل مجد الملك خود به بغداد رفت و نهايت بىعزّتى نسبت به علاء الدّين عطا الملك به فعل آورد . و تفصيل اين مجمل آنكه چون حكّام مصر و شام قدم از دايرهء اطاعت و انقياد اباقا خان بيرون نهاده هميشه در مقام سركشى و جنگ مىبودند و پياپى به تاخت و تاراج ولايت ايلخان دستدرازى مىكردند ، اباقا خان از اين رهگذر بسيار آزردهخاطر گشته به رسم شكار كردن عنان عزيمت به آن صوب منعطف داشت ، تا آنكه به حوالى حلب رسيده در برابر دير بشير از آب نگذشته فرود آمد و برادر خود منگوتيمور را با لشكرى بسيار بر سر شام فرستاد و خود در همان حوالى جانب شرقى فرات به شكار مشغول شد و سپاه را حكم كرد كه اطراف و نواحى آن ولايت را تاخت و تاراج كنند ، بنابراين ، مغولان در آن ولايت پراكنده شده به قتل و نهب دست دراز كرده قلعهء زليبيا « 1 » را بسوختند و اهل رحبه جنگ مردانه كرده فوجى را كه به سر آن شهر رفته بودند گوشمالى بر اصل داده بازگردانيدند ، و در بيست و نهم ماه جمادى الأول سال ششصد و هفتاد و نهم هجرى كه سال ششصد و شصت و نهم از رحلت خير البشر باشد از دير بيره كوچ كرده به جانب سنجار آمد و در پانزدهم ماه رجب اين سال از سنجار كوچ كرده به محلبيّه « 2 » ، كه از اعمال موصل است آمد و در آنجا به اردوهاى خود پيوست .
و مقارن اين حال خبر شكست منگو تيمور رسيد . و آنچنان بود كه منگوتيمور با لشكر بيكران به شامات درآمد ، و چون به موضع جرحه « 3 » رسيد از آن جانب سپاه مصر به سردارى سيف الدّين قلاوون مستعدّ جنگ شده در برابر يكديگر صفها آراستند ، و در صباح روز پنجشنبه ماه شعبان سال مذكور بين الفريقين جنگ دست داده و لشكر مغول همراه منگوتيمور آن مقدار بود كه ارباب تواريخ معتبره آوردهاند كه پهناى صف سپاه منگوتيمور قريب به چهار فرسنگ بود و از آن جانب سيف الدّين قلاوون الفى قريب به چهل هزار كس صف جنگ آراسته جنگى عظيم در غايت صعوبت دست داد و فريقين ثبات عظيم نموده داد مردى و مردانگى دادند ، و مازوق آقا و لشكر هندوقور در ميمنه بودند و اليناق و طايچو بهادر و ديگر شهزادگان : هولاچو و قرابوقاى بر ميسره .
و گويند كه زياده از صد هزار سوار جرّار از مغول همراه منگوتيمور بودند و نوبت اوّل
هامش
( 1 ) . ق : زلبيسار ؛ م ، ش : زليسار .
( 2 ) . متن : محلقه .
( 3 ) . متن : جرحى . جرحه از بلاد عسقلان در شام .