تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4106

مساهمون:

ص٤١٠٦
شمس الدّين را همراه خود به هندوستان برد . و چون ملك شمس الدّين به واسطهء نهايت خردمندى مهمّات سالى نويان را به نوعى مىكرد كه محلّ اعتماد و مدار حلّ و عقد او گشت ، جمعى از نوكران سالى نويان كه هميشه مهمات به ايشان مرجوع بود ، و الحال به واسطهء رشد و دانايى ملك شمس الدّين همه معطّل مانده بود ، در مقام دفع ملك شمس الدّين شده خاطر سالى نويان را از وى آزرده ساختند . ملك شمس الدّين چون انحراف مزاج او را نسبت به خود مشاهده نمود ، صلاح در مفارقت و جدايى از وى دانسته عنان عزيمت به جانب ولايت غور منعطف داشت و تا زمان قاآنى منگوقاآن در آن ولايت به سر مىبرد و در آن مدّت وقايع و حوادثى كه او را روى نموده ذكر آن در اين مقام نيست ، و در تاريخ ملوك غور به تفصيل مذكور شد . القصّه در ايّام قاآنى منگوقاآن ، ملك شمس الدّين به اردوى ايشان رفته در معركهء منگوقاآن ، كه او را با جمعى از منازعان با وى روى داده بود ، بسيار مردى و مردانگى ظاهر ساخت و جمعى كثير از دلاوران آن طايفهء مخالف را در نظر منگوقاآن به ضرب شمشير آبدار دمار از روزگار برآورد . و چون منگوقاآن آن جلادت [ 338 ب ] و شجاعت كه از كم كسى مشاهده كرده بود از وى مشاهده كرد بسيار تعجّب نموده از احوال او پرسيد . جماعتى كه او را مىشناختند به عرض رسانيدند كه « او را ملك شمس الدّين مىگويند و آبا و اجداد او در ولايت غور و غرجستان و هرات و سجستان و آن نواحى حكومت كرده‌اند و پادشاه چنگيز خان او را سيورغاميشى فرموده و يرليغ و پايزه « 1 » داده . » منگوقاآن فرمود « اگر بر دشمنان ظفر يابم او را آن‌چنان تربيت كنم كه از ابناى جنس امتياز تمام حاصل كند . » اتّفاقا روز ديگر بدخواهان منگوقاآن مستأصل و ناچيز گشته بقيّة السّيف روى به گريز نهادند و منگوقاآن ملك را به عنايات خسروانه سرافراز ساخته منشور ايالت غور و غرجستان و هرات و فراه « 2 » و اسفزار و سيستان را به ملك شمس الدّين ارزانى داشت . و ملك اين نوبت به خراسان آمده شوكت و عظمت را به جايى رسانيد كه حاكم غرجستان ، ملك سيف الدّين ، را به قتل رسانده به واسطهء آنكه جميع ارباب و ملكان آن نواحى كمر اطاعت و فرمانبردارى ملك در ميان بسته در مقام خدمتكارى درآمدند ، الّا ملك سيف الدّين كه او از كمال نخوت و تكبّرى كه داشت پاى از دايرهء اطاعت ملك شمس الدّين بيرون نهاده علم طغيان و ياغيگرى برافراشت . بنابراين ، ملك او را به قتل رسانيد . بعد از آن والى سيستان ، ملك نصير الدّين على ،
هامش
( 1 ) . رجوع شود به پاورقى صفحهء 3989 كتاب . ( 2 ) . شايد : فراوه - شهرى از توابع نسا ، در حد فاصل نسا و دهستان و خوارزم .