تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4104

مساهمون:

ص٤١٠٤
از جمله وقايع اين سال آنكه اباقا خان شهزاده قونگقورتاى « 1 » اغول را با لشكرى بسيار نامزد ممالك روم فرمود ، و در وقت وداع در باب خراب كردن قلعهء توقات « 2 » ، كه از مشاهير قلاع آن ديار بود و قلعهء كوغانيه كه محكمهء امير معين الدّين پروانه پادشاه روم بود و اهل و عيال و خزاين وى در آنجا مىبود ، مبالغهء بسيار فرمود و خود در همين سال بازگشته به آلاتاغ درآمد . و چون رايات نصرت ايالت اباقا خان به آلاتاغ رسيد ، معين الدّين پروانه حاكم روم نيز از بيم و هراسى كه از رهگذر شهزاده قونگقورتاى به هم رسانيده بود ، از راه ديگر خود را به اردوى پادشاه اباقا خان رسانيده در مقام عذرخواهى درآمد . امّا چون مكتوباتى كه وى در طلب بندوقدار سابقا نوشته بود و او را به گرفتن آن بلاد ترغيب نموده و از اباقا خان شكايت بسيار نوشته - چنانچه سابقا اشاره به آن شده كه آن مكتوبات را بندوقدار به عينها به خدمت اباقا خان فرستاده بود - در اين وقت هرچند در مقام عذرخواهى شد فايده نداد ، و اباقا خان تمام فتنهء بندوقدار را و كشته شدن چندين هزار مغول را از جانب او دانسته كوچك توغچى « 3 » را فرمود تا روز غرّهء ماه ربيع الأوّل اين سال بندگان پروانه را در يايلاق آلاتاغ به ياسا رسانيد . و در هفدهم ماه همين ربيع الاوّل ، شمس الدّين محمّد صاحب‌ديوان را جهت استمالت رعيّت روم و ضبط آن مملكت به بلاد روم فرستاد . و چون صاحب‌ديوان به آنجا رفت آنچه از شهرها خراب شده بود اكثر ، بلكه همه را معمور و آبادان گردانيد و تمغايى كه در بلاد روم معهود نبود بر اهالى آن مقرّر گردانيد . و در اين اثنا خبر رسيد كه قهرمان نام مردى در نزديكى اوچ از حوالى و نواحى روم با جمعى [ 338 الف ] متفّق شده در بيشه‌اى متحصّن گشته راهزنى مىكند . صاحب‌ديوان چون اين خبر شنيد به اتّفاق كهورگاى نويان و ارقسون نويان « 4 » متوجّه قهرمان شده او را در آن بيشه به آتش بسوخت . و در ماه صفر اين سال عزّ الدّين ايبك شامى كه با ده نفر گريخته به خدمت اباقا خان آمده بود تربيت فرموده حكومت ملطيّه « 5 » را به وى تفويض فرمودند و از براى علوفهء او و نوكرانش هرسال را پنج هزار طلا مقرّر گردانيد . و آن بىسعادت حرام‌نمك چون به ملاطيه رسيد مبلغ سيصد هزار درم از رعاياى آن بلده به ضرب چوب و شكنجه تحصيل نمود و باز گريخته به شام رفت . و صاحب‌ديوان در وقت بازگشتن از راه دربند به كوه البرز و لگزستان رفته ساكنان آن ديار را كه تا به آن زمان هيچ احدى را اطاعت نكرده بودند و ايل هيچ پادشاهى نگشته ،
هامش
( 1 ) . متن : قنقواتادى . ( 2 ) . متن : بوقات . توقات شهر و قلعه‌اى در سرزمين روم ميان قونيه و سيواس . ( 3 ) . متن : كوچك انوقچى . ( 4 ) . متن : ارغون نويان . ( 5 ) . شهرى در شام .