تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4105

مساهمون:

ص٤١٠٥
به خوبى تدبير ايل و رعيت ساخته به خدمت اباقا خان بازآمد . و از جمله وقايع اين سال فوت شمس الدّين محمّد كرت بود در حبس اباقا خان . و مفصّل اين مجمل مشتمل بر مبادى احوال ملك شمس الدّين و تحقيق نسب وى آن است كه بندگان ملك شمس الدّين ابى بكر كرت از ملوك غور بود و خواهرزادهء ملك ركن الدّين ، كه از فرزندان عزّ الدّين عمر مرغنى بود ، و عزّ الدّين عمر را عمزاده‌هاى سلطان غياث الدّين محمّد بن سام و وزير و نايب او بود ، و در جميع مهمات ملكى و مالى وى در ايّام وزارت و نيابت خود در باب رعايت و تربيت اهل فضل داد مبالغه دادى و در توقير و تعظيم آن طايفه هيچ دقيقه نامرعى نگذاشته ، و لهذا فضلاى آن زمان در مدح او قصايد پرداخته‌اند ، خصوصا شيخ عبد اللّه امامى مؤلّف تاريخ هرات ؛ و در مدح او قصيده‌اى غرّا گفته كه مطلع آن اين است :
ايّام شد مساعد و عوامّ شد غنى * در عهد عزّ الدّين عمران شاه مرغنى
القصّه چون در ايّام سلطنت سلطان غياث الدّين محمّد بن سام حكومت بلدهء هرات ، صانها اللّه عن الآفات ، به عزّ الدّين عمر مرغنى تعلّق گرفت وى حكومت نگارستان را به برادر خود ، تاج الدّين عثمان مرغنى ، ارزانى داشت و تاج الدّين عثمان حكومت قلعهء خيسار « 1 » را با بعضى از بلاد غور به ملك ركن الدّين كه جدّ مادرى ملك شمس الدّين كرت بود داد و ملك ركن الدّين هميشه همّت ذى نهمت خود در تربيت ملك شمس الدّين مىداشت . و چون ملك ركن الدّين در اوايل ظهور پادشاه جهانگير چنگيز خان به واسطهء اخلاص و اعتقاد ، نيكو خدمت‌هايى او در دولتخواهى آن پادشاه به سيورغاميشى پادشاهانه سرافراز شد ، منشور ايالت ولايت غور و متعلقات آن حاصل كرده از روى استقلال حاكم آن بلاد شد . و بعد از آن هرگاه ملك ركن الدّين به اردوى چنگيز خان رفتى يا به موجب فرموده همراه امراى خراسان لشكر كشيدى ، البته ملك شمس الدّين را همراه بردى . و ملك شمس الدّين به واسطهء خردمندى و ادب نگاه داشتن ياسا و يوسون چنگيز خانى نزد امراى چنگيز خان اعتبار تمام پيدا كرد ، تا آنكه چون در سنهء ثلاث و اربعين و ستّمائه [ - 643 ] هجرى ملك ركن الدّين را بيمارى صعب روى نمود ، چنانچه از زندگانى خود نااميد شد ، بنابراين ، ملك شمس الدّين را ولىعهد خود گردانيد و خود در همان سال وفات كرد . و بعد از فوت ملك ، امراى مغول ملك شمس الدّين را به جاى او متمكّن گردانيدند و در آن باب نهايت سعى و امداد نمودند . و در سال دويم از فوت ملك ركن الدّين چون سالىنويان ، كه از امراى معتبر چنگيز خان بود نامزد ولايت هندوستان گشت ، ملك
هامش
( 1 ) . متن : خنسا . از شهرهاى مرزى ، بين غرنه و هرات .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4105 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى