تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4086

مساهمون:

ص٤٠٨٦
اين سال شد و مدّت پانزده شبانه‌روز چند كرّت زلزله مىشد ، چنانچه از متمولان شهر نيشابور قريب به ده هزار آدمى به قلم آمده بودند كه در آن زلزله هلاك شدند ، غير از غريبانى كه در كاروانسراها بودند و غير از كسانى كه هيچ‌كس نام و نشان ايشان نمىدانست . و چون اين خبر به سمع اباقا خان رسيد حكم فرمود كه در پهلوى نيشابور شهرى ديگر بسازند . و خواجه وجيه الدّين زنگى را كه وزير خراسان بود حكم شد كه شهرى در پهلوى نيشابور بنا كند . به اندك مدّتى اين شهر كه الحال به نيشابور اشتهار دارد عمارت شد . و هم در اين سال ملك ظاهر ، والى مصر ، حصن اكراد را از فرنگان گرفت ، بعد از آن به محاصرهء قلعهء عكّا رفت و آن قلعه را بعد از مدّتى به صلح و امان گرفت و به صاحب طرابلس ارزانى داشت و با وى مصالحه و مهاونه نمود ، از قرارى كه تا ده سال با يكديگر جنگ نكنند و از قصد يكديگر امن باشند . و هم در اين سال سيلى آمد و نصف دمشق را خراب كرد و خلقى بيشمار از اطفال و عورات در آن سيل هلاك شدند ، و اگر يك زرع آب ديگر زيادتى مىكرد [ 335 الف ] حكم طوفان نوح مىداشت .