تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4083

مساهمون:

ص٤٠٨٣
نخواهد شد . » بعد از آن امراى خود را طلب داشته در باب امداد براق مشورت خواست . بعد از گفتگوى بسيار دختر قايدو ، تيمور بوگا ، كه در عقل و كياست از مردان عاقل اعقل بود و قايدو بىمشورت او در هيچ امرى شروع نمىكرد گفت : « بر همگان روشن است كه براق نهايت شرارت ذاتى دارد و از غايت شرارت اوست كه با وجود بيمارى فالج - كه حركت نمىتواند كرد و در محفّه نشسته - به جنگ احمد اغول مىرود . با وجود اين حال در فتنه‌انگيزى و شورش و طلب سپاه جدّ و جهد مىنمايد . و چون شرارت و بدنفسى او بر همهء عالميان ظاهر است ، مصلحت در آن است كه برادرش ياسار اغول را در اين‌جا نگاه دارى و خود با دو تومان مرد سوار شده متوجّه آن صوب گردى و پيش از خود پيش براق كس فرستاده او را تسلّى دهى كه اينك ما با لشكرى بسيار با ياسار اغول به امداد تو مىآييم ، تا او خاطر جمع كرده سعى و كوشش در فتنه‌انگيزى نكند ، و الّا اگر او داند كه شما به قصد او مىرويد و او را طاقت مقاومت نيست ، بالضّروره همچنان در محفّه نشسته خود را به خدمت قاآن مىرساند و در آنجا رفته صد هزار فتنه و بلقاق مىانگيزد . پس اولى آن است كه خاطر او را جمع كرده و برقرار داشته آن‌چنان بر سر او بايد رفت كه او را مجال جنبيدن نباشد و كار او را به اتمام بايد رسانيد ؛ چه ، خصم ملك را هيچ‌جا بهتر از شكم گور نيست . » « 1 » و چون تيمور بوگا دختر قايدو از اين سخنان فارغ شد ، پدرش و امراى حاضر همه بر وى آفرين كرده قرار بر كنگاچ او داده فى الحال كس پيش براق فرستادند كه « اينك ما با لشكرى گران به امداد و اعانت قايدو آمده مىرسيم . بايد كه از همهء ممّر خاطر خود جمع داشته به هيچ وجه پريشانى بر خود راه ندهند كه مبادا فكر و انديشهء بسيار موجب زيادتى مرض گردد . » و چون اين پيغام به براق رسيد بسيار خوشحال شد و اميدوار گرديد . در اين اثنا خبر كشته شدن احمد اغول بر دست ناؤلدار رسيد . و مفصّل اين مجمل آن‌كه پيش از آنكه قايدو و براق نزديك يكديگر رسند ، ناؤلدار به احمد اغول رسيده گفت : « تو اروق چنگيز خان [ هستى ] و من قراچو ، و براق خان مرا به طلب تو فرستاده كه تو را به هروجه كه باشد باز گردانيده به خدمت او برم . اكنون صلاح در آن است كه تو بىگفتگو عنان عزيمت به صوب اردوى براق منعطف داشته خود را و ما را از جنگ آسوده گردانى . » اتّفاقا در اين وقت احمد اغول مست گذران بود . چون اين سخنان درشت از ناؤلدار شنيد از عين مستى بر وى برآمد ، و ناولدار بسيار ملاحظه مىكرد كه با اروق چنگيز خان جنگ
هامش
( 1 ) . در جامع التواريخ : اين صلاح‌انديشى و ارائه طريق از سوى خود قايدو مطرح مىشود نه از سوى دخترش تيمور بوگا .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4083 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى